اسلام با تقويت ايمان مأموران دارايى ، مؤديان ماليات و با ايجاد پليس باطنى و با اعتقاد به اينكه پرداخت ماليات بهفرمان خداوند جهان است كه علاوه بر منافع دنيوى مزاياى بىشمار فردى دارد ، كشمكشهاى فعلى را ، كه در كشورهاى سرمايهدارى موجود است ، از بين برده و بهترين عامل وصول را ، كه همان ايمانِ دهندگانِ زكات و خمس است ، در پيروان خود بهوجود آوردهاست .
نكاتى چند در آيههاى مذكور
1 . اسلام معتقد است دادن زكات نفوس افراد را از نظر اخلاق رذيله ، مانند بخل و طمع و پستى و قساوت تطهير مىكند و مردم زكات دهنده براثر پرداخت واجب مالى ، اين سلسله از اوصاف بد را از وجود خويش ريشه كن مىسازند و در نتيجه صفات برجستهاى مانند رأفت و محبت و نوعدوستى جاىگزين آنها مىگردد ، علاوه برآن نفوس اجتماع را از آفتها و انفجارها ، كه غالباً از طرف بيچارگان صورت مىگيرد ، مصون مىدارد .
تطهير به معناى پاك كردن و تزكيه به معناى نمو و رشد گياهان است ، از اين رو گويا صفات برجسته كه خميرهء ذات انسانى است ، با دادن زكات رشد و نمو مىكند .
2 . دعاى پيامبر وسيلهء آرامش مؤديان زكات است ، « وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ ؛ براى آنها دعا كن كه دعاى تو وسيلهء آرامش آنهاست » ، همانطور كه دعاى او وسيلهء آمرزش گناهان است :
« وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُول لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوّاباً رَحِيماً ؛ « 1 »
اگر مردم زمانى كه بر نفسهاى خود ستم كردهاند ، پيش تو ( پيامبر ) مىآمدند و از خداوند طلب آمرزش مىكردند و پيامبر نيز در حقّ آنها استغفار مىنمود ، خداوند توبهشان را مىپذيرفت » .
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) آيهء 64 .