تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سرزمين تبوك (تفسير سوره توبه) (فارسى) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
حق دعوت كرده است ، به عذرهاى كودكانهء برخى از منافقان بىهدف اشاره كرده و مىفرمايد : « فإذا أمرتكم بالسير إليهم في أيّام الحرّ قلتم : هذه حَمارّة القيظ ، أمهلنا يُسَبِّخْ عنّا الحرّ ؛ و إذا أمرتكم بالسير إليهم في الشتاء ، قلتم : هذه صَبارَّة القُرّ ، أمهلنا ينسلخ عنّا البرد . كلّ هذا فراراً من الحرَّ و القُرّ . . . فأنتم واللَّه من السيف أفرّ . يا أشباه الرجال ولا رجال ؛ « 1 » هرگاه در فصل تابستان به‌شما گفتم به‌جنگ آنها رويد ، گفتيد : حالا موقع گرماى شديد است ، بگذار تا گرما بر طرف شود و چون در وقت زمستان به شما امر نمودم كه براى نبرد آنان بيرون رويد ، گفتيد : اكنون هنگام سختى سرماست ، صبر كن تا سرما بگذرد ! شما كه اين همه عذر و بهانه براى فرار از سرما و گرما مىآوريد ، پس به خدا سوگند ( در ميدان جنگ ) از شمشير زودتر فرار خواهيد نمود . اى افرادى كه به ظاهر مرد هستيد ولى مردانگى نداريد ! » . روان‌شناسان توسل به اين عذرهاى كودكانه را گواه بر تزلزل خاطر و بىارادگى مىدانند و معتقدند كه چنين افرادى در هيچ زمانى گامى به پيش نمىگذارند و افرادى بى مصرف و عاطل و باطل مىگردند . شايستهء اين افراد همان است كه در آيهء هشتادودوم فرموده است كه بر روزگار سياه خود بگريند و كمتر بخندند .

وظيفهء فرمانده سپاه با اين افراد

چنين افراد سست عنصر و بىاراده و بىعلاقه به هدف ، هرگز به‌درد جهاد نمىخورند ؛ هر آنى فكر فرار و تخليهء سنگر ، در مغز خود مىپرورانند . روى اين اصل در آيهء هشتادوسوم به پيامبر دستور مىدهد كه ، افراد مزبور حق حضور در جنگ ندارند ؛ زيرا آنان در گذشته آزمايش خوبى نداده‌اند ، چنان‌كه مىفرمايد : « فَاقعُدُوا مَعَ الْخالِفين ؛ بايد مانند بازنشستگان از حضور خوددارى كنند » .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خ 27 .