« سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لايَهْدِى القَوْمَ الفاسِقِينَ ؛ « 1 »
طلب آمرزش و عدم آن دربارهء آنها يكسان است و خدا هيچ گاه آنان را نخواهد بخشيد » .
علت اين همه دورى از رحمت حق ، كه حتى دعاى رسول خدا دربارهء آنها مستجاب نمىشود ، در هر دو آيه بيان شده است و آن كفر و بىايمانى استكه موجب حرمان از شفاعت است .
عذرهاى كودكانه
مرد مجاهد و فداكار كه هدف مقدسى دارد ، هر سختى را در برابر آن آسان مىشمرد و همه گونه ناراحتى براى خود مىخرد و اين شيوهء رجال فداكار استكه گرما و سرما ، رنج و محنت ، گرسنگى و تشنگى ، غربت و در بهدرى تأثيرى در ارادهء آهنين آنها نمىگذارد ، ولى منافقى كه نه ايمان دارد و نه هدف ، در مواقع حساس به عذرهاى كودكانه توسّل جسته و چنانكه در آيهء هشتاد و يكم نقل كرده است ، به يكديگر مىگويند : « لا تَنْفِرُوا فِى الْحَرِّ ؛ در هواى گرم كوچ نكنيد » ، گرمى هوا بهانه است و گرنه مطلقاً اين گروه تن پرور ، روح جهاد و فداكارى ندارند .
معاويهء ياغى ، پس از تأسيس حكومت خود مختار در شام ، براى تضعيف حكومت مركزى ، دستجات غارتگرى به عراق مىفرستاد ، تا بدين وسيله روحيهء مردم عراق را تضعيف كرده و رخنهاى در حكومت على عليه السلام بهوجود آورد :
سفيان بن عوف به شهر انبار حمله برد و فرماندار على ، حسان بن حسان بكرى را كشت و اموال مردم را تاراج كرد ، حتى زيور و خلخال زنان را به عنف از آنها گرفت . خبر به كوفه رسيد . على عليه السلام در خطبهاى كه مردم را براى جهاد در راه
هامش
( 1 ) . منافقون ( 63 ) آيهء 6 .