تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سرزمين تبوك (تفسير سوره توبه) (فارسى) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
اقسام لباس‌ها و غذاها و مركب‌ها به انبار ارتش تحويل داده شد ، اعانه‌ها و كمك‌ها يك‌نواخت نبود ؛ در ميان آنها اگر چهار هزار دينار وجود داشت ، يك صاع خرما ، كه تقريباً يك من خرماست ، نيز به چشم مىخورد . رقم نخستين از آن مرد ثروتمندى به‌نام عبدالرحمان بن عوف بود و رقم دوم از آنِ يك مرد آبكش به نام ابوعقيل . وى دستمزد فعاليت روزانهء خود را داده بود . زنان غيرتمند ، با فرستادن طلا و وجوه نقدى ارتش را يارى كرده و پيامبر را از خود راضى مىساختند . حكومت اسلامى ، كه در رأس آن پيامبر اسلام قرار گرفته بود ، آن چنان مورد اعتماد و اطمينان قاطبهء مسلمانان بود كه با يك اعلان عمومى ، آن‌چه براى سفرى طولانى ، در آن هواى گرم لازم بود و توانايى مسلمانان ايجاب مىكرد ، جمع‌آورى شد و اين نقطهء تاريخ براى ما درس عبرت است و مىرساند كه زيربناى اجتماع ، همان اعتماد است و اگر حس بدبينى و بىاعتمادى در ميان جامعه حكمفرما باشد ، محيط بشرى به جهنم سوزانى تبديل مىگردد .

منافق كارشكن

منافق بىايمان و بىهدف نه به‌خدا ايمان آورده و نه به رسول او ؛ نه سجاياى حميده دارد و نه از دارندگان فضايل خوشش مىآيد . او از اين ابراز احساسات سخت ناراحت شده و نيكوكاران را به‌جرم نيكوكارى ، سخت مورد تعرض و مسخره قرار مىدهد ، به جوانمردى مانند « ابوعقيل » كه نتيجه و دستمزد خود را در اختيار پيامبر گذارده بود ، كنايه زده و مىگويد : « خدا هرگز به اين كمك ناچيز تو نيازمند نيست » و به افرادى كه كمك‌هاى قابل ملاحظه‌اى كرده بودند طعن ديگرى نثار مىكند . اين جمله‌ها از ضمير ناآگاه منافق حكايت مىكند . سرچشمهء تمام اين‌گونه حرف‌ها ، نداشتن ايمان و تقواست . قرآن در آيهء هفتادونهم همين سوره ، به گروه لئيمى كه نيكوكاران را مورد