از تصميم كسى داير بر قتل او آگاه گردد بايد به حكم خرد از او احتياط كند ، ولى هرگز او را نمىتواند اعدام نمايد ، يا به سياهچالها روانه سازد . خود قرآن فقط به پيامبر اكرم دستور پرهيز از منافقين را داده است :
« هُمُ العَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنّى يُؤْفَكُونَ ؛
آنها دشمنانند . از آنها پرهيز كن خدا نابودشان سازد ، به كجا مىروند ! » .
ولى اسلام در برابر اين گروه كارشكن و مزدور ، راه مبارزهء منفى را پيش مىگيرد و مسلمانان را موظف كرده كه با منافقين با كمال خشونت و غلظت رفتار نمايند ، روى خوش به آنها نشان ندهند و معاشرت خود را با ايشان قطع نمايند ، اين دستور از آيهء « جاهِدِ الكُفّارَ وَالمُنافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ ؛ با كافران و منافقان نبرد كن و بر آنها سختگيرى بنما » ، استفاده مىشود .
معناى مجاهدت در آيه چيست ؟
خشونت و غلظت ، راه مؤثرى است براى كوبيدن اقليت مفسد در برابر اكثريت متّفق . چه بسا براثر فشار ، روح توبه و اصلاح در آنها پديد آيد و جز اين راه ديگرى نيست ، زيرا كشتن منافق متظاهر به اسلام ، شرعاً صحيح و جايز نيست بنابراين ، معناى مجاهدت در آيهء « جاهد الكفار و المنافقين » همان كوشش در اصلاح و خنثى نمودن كارهاى منافقين است و در قرآن لفظ مزبور در همين معنا نيز به كار رفته است :
« وَالَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا ؛ « 1 »
كسانى كه در راه رسيدن به ما كوشش كنند آنها را به راههاى خود راهنمايى مىكنيم » .
و اين نوع مبارزه از چهره درهم كشيدن تا آخرين مراحل تنفر و ابراز انزجار ، در صدر اسلام ، عكسالعمل خوبى داشت و گاهى سبب مىشد كه دستهاى
هامش
( 1 ) . عنكبوت ( 29 ) آيهء 69 .