بههنگام امتحان ، طريق نفاق و دوريى را پيش مىگيرند .
مفسران مىگويند : اين آيات در حق ثعلبه نازل گرديده است كه از پيامبر خواست دعا نمايد تا خدا به او ثروت مرحمت فرمايد . پيامبر فرمود :
« قليل تطيق شكره خير من كثير لا تطيق شكره ؛
ثروت كمى كه بتوانى شكرانهء آن را بهجا آورى بهتر از آن ثروت زيادى است كه نتوانى حق آنرا ادا نمايى » . ولى او قول داد كه قيام به وظيفه كرده و حقوق فقرا را رعايت كند . سرانجام پيامبر دعا فرمود ، مالى نصيب او گرديد و در تجارت سود فراوانى برد ، ادارهء امور بازرگانى او به قدرى زياد شده كه كمكم مجامع دينى راترك گفت . بعد وقت آن رسيد كه از طرف حكومت اسلامى ، مأموران جمعآورى زكات به اطراف مدينه بروند ، زكات اسلامى را جمع كنند . مأموران به سراغ عدهاى از آن جمله ثعلبه رفتند . او به جهت داشتن احشام زياد در بيرون مدينه بهسر مىبرد . او نامهء رسول خدا را ديد و از عمل به وظايف اسلامى خوددارى نمود و گفت : زكات اسلامى همان جزيهء حكومتهاى ايران و روم است ، در اين هنگام اين آيات : « وَ مِنْهُم مَنْ عاهَد اللَّهُ . . . « 1 » » نازل گرديد .
پيامبر اكرم سه چيز را نشانهء نفاق دانسته و مىفرمايد :
« آية المنافق ثلاثة : إذا حدّث كذب ، وإذا وعد أخلف ، و إذا ائتُمن خان ؛ « 2 »
سه چيز نشانهء نفاق است : دروغگويى ؛ عهد شكنى ؛ خيانت » .
اگر كمى بيشتر دقت كنيم خواهيم ديد ، كه صفت نفاق ( دورويى ) ، با مظاهر مختلفى بر بيشتر افراد جامعهء ما حكومت مىكند . چه بسا افرادى ديده مىشوند ، كه در گرفتارىها متوجه خدا مىشوند ؛ مثلًا هنگامى كه هواپيما يا ماشين و كشتى آنها با خطر مواجه مىگردد ، مسافران با چهرههاى رنگ پريده خدا خدا مىگويند ، نالهء جانگدازشان سختترين دلها را تكان مىدهد ، انسان تصور
هامش
( 1 ) . تفسير برهان ، ج 2 ، ص 183 .
( 2 ) . وسائل الشيعه ؛ ج 19 ، باب 31 از ابواب قصاص نفس ، ح 1 ، ص 55 .