3 . « وَ رَحْمَةٌ لِلّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ ؛ به افراد با ايمان واقعى رحمت الهى است » . اين جمله منافات ندارد كه حضرتش براى عموم جهانيان رحمت است ؛ چنانكه قرآن مىگويد : « وَما أَرْسَلْناكَ إِلّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ ؛ « 1 » تو را به عموم عالميان پيامبر رحمت فرستادهايم » ، زيرا منظور از رحمت بودن او به عموم جهانيان اين است كه تمام بشر استعداد آن را دارند كه از وجود او بهرهاى ببرند ، ولى فعليت اين بهرهبردارى مخصوص به گروه مؤمن واقعى است و منافقان از آن بىبهرهاند .
از آيهء شصت و چهارم ، استفاده مىشود كه منافقان گروهى مردد بودند ، نه منكر و در نبوت پيامبر شك و حالت ترديد داشتند ؛ از اين نظر مىفرمايد مىترسند و احتمال مىدهند كه سورهاى نازل گردد و راز آنها را فاش كند .
آيهء شصت و پنجم ، اشاره به توطئهاى است كه منافقان براى قتل پيامبر هنگام مراجعت از جنگ « تبوك » چيده بودند و مىخواستند كه در « عقبه » ، شتر حضرت را رم دهند . از اين رو ، در آنجا كمين كرده بودند ولى پيامبر گرامى از نقشهء آنها آگاه شد و دستور داد قبل از او كسى بالا نرود در حالى كه حذيفه شتر حضرت را مىراند و عمار مهار شتر را مىكشيد ، ديدهء حضرت به افرادى افتاد كه صورتها را پوشيده بودند و بلافاصله بانگى بر آنها زد كه متفرق شدند . آنان با خود گفتگو كرده بودند كه هرگاه پيامبر از وضع و نقشه ما اطلاع يافت ، بهوى مىگوييم كه غرض ما ، بازى بود ، لذا قرآن در پاسخ آنها مىگويد :
« أَبِاللَّهِ وَ آياتِهِ وَ رَسُولِهِ كُنْتُمْ تَسْتَهْزِؤن ؛
خدا و رسول و آيات او را استهزا مىكرديد ؟ ! » .
هامش
( 1 ) . انبياء ( 21 ) آيهء 107 .