با اين كوشش وجد و جهد ، مورخان نمونهء غذاهاى آنها را چنين مىنويسند :
« و كان زادهم الشعير المسوس ، و التمر الزهيد ، و الإهالة السخنة ؛ مواد غذايى آنها عبارت بود از : جوهاى كرم زده ، خرماهاى نامرغوب و روغنهاى گداخته شده » . و مركب آنها ، از سه هزار تجاوز نمىكرد ؛ يعنى براى هر ده نفر يك مركب بيش نبود ، از اين جهت برخى نام اين غزوه را « جيش العسرة » ناميدهاند ؛ يعنى جهادى كه در طريق آن سربازان بيش از حد مشقت و ناراحتى داشتند .
آرى ، هر گاه آن فداكارىها و جانبازىها نبود ، هرگز موفق نمىشدند در اندك مدتى قسمت مهم مناطق آباد آن روز را زير پرچم اسلام در آورند .
فداكارىهاى مسلمانان صدر اسلام در فصول تاريخ ضبط است و مطالعهء اوراق و صفحات تاريخ درخشان اين گروه فداكار ، انسان را متحيّر مىسازد و علل پيشرفت گروهى را كه روزى دنباله رو قافلهء تمدن بودند و بعد قافله سالار كاروان تمدن و سيادت شدند ، در همين زمينهها بايد جست .
تعاليم عالى اسلام چنان اين افراد برهنه و گرسنه را متفق و متحد و برابر و برادر ساخت كه همه چيز حتى جان خود را فداى هدف مىنمودند و آرزويى جز نشر آيين اسلام و دفاع از مركز توحيد نداشتند .
ناگفته پيداست ، گروه ترسو و سست و تنبل ، علاوه بر اينكه نمىتواند يك گام فراتر ننهد ، مرور زمان و حوادث روزگار ، طومار زندگى و استقلال و سيادت آنها را درهم مىپيچد .
پيامبر اكرم ، پيشواى بزرگ اسلام با خود انديشيد كه اگر به استقبال دشمن نرود ممكن است خطر فوقالعادهاى متوجه مركز اسلام شود و آن همه زحمات و فداكارىها ، آن همه جانبازىها و از خود گذشتگىها از بين برود .
از طرف ديگر ، مىبيند كه گروهى در فكر زراعت و محصول باغ خود هستند و سعادت خود را در تحصيل درهم و دينار مىدانند ، در صورتى كه هرگاه استقلال سياسى و دينى را از دست بدهند و چنگال روميان بربدن آنها فرو رود ،
در سرزمين تبوك (تفسير سوره توبه) (فارسى) — صفحة 166
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص١٦٦