از بيان فوق مىتوان چند نتيجه گرفت :
1 . ماههاى قمرى ، مقياس محسوس همگانى است كه تمام افراد قدرت بهرهبردارى از آن را دارند . و يگانه عامل محاسبهء زمانى براى بشر اولى ، همان ماههاى قمرى بوده است و اما ماههاى شمسى كه اساس آن ، گردش زمين بر دور خورشيد است ، از افق حس و فهم عمومى دور است و احتياج به محاسبات دقيق نجومى دارد تا آغاز و پايان هر ماه راه روشن كند و مقياس محاسبهء هر چه طبيعىتر ، روشنتر و همگانىتر باشد و بهرهبردارى از آن بهتر صورت گيرد و به همين دليل ، ماه و سال قمرى از هر نظر در ميان بشر جلوتر از سال شمسى بوده ؛ زيرا شالودهء دومى پس از پيدا شدن علم نجوم ريخته شده است .
2 . پايهء بسيارى از فرايض و عبادات و اعياد در اسلام همان ماههاى قمرى است و حج و عمره ، روزه و . . . برمقياس اين ماهها شروع و پايان مىپذيرد . نكتهء قابل ملاحظه در اينجا اين است كه كارهاى عمومى بايد يك مقياس عمومى داشته باشد ، خصوصاً در دوران گذشته ، كه امور رياضى و محاسبات كه اساس ماههاى شمسى را تشكيل مىداد ، دوران تكامل خود را طى نكرده بود و بر فرض تكامل ، وسيلهء پخش و نشر در اختيار نبود تا بدان وسايل ، براى عموم آغاز و پايان هر ماهى ابلاغ شود .
مقصود از كتاب اللَّه در آيه چيست ؟
لفظ مزبور در قرآن در معانى گوناگونى بهكا رفته است :
1 . لوح محفوظ . چنانكه مىفرمايد :
« قالَ عِلْمُها عِنْدَ رَبِّى فِى كِتابٍ لا يَضِلُّ رَبِّى وَلايَنْسى ؛ « 1 »
علم آن نزد پروردگار من است در كتابى ( لوح محفوظ ) ، پروردگار من نه خطا مىكند و نه فراموش » .
هامش
( 1 ) . طه ( 20 ) آيهء 52 .