تصور نشود كه اين موضوع ، از خصايص بشر كنونى است ، بلكه از روزى كه خواست خدا بر اين تعلق گرفت كه موجودى بهنام انسان در اين كره زندگى كند ، وسيلهء نظم را در اختيار او گذارد ؛ وسيلهاى كه شهرى و دهاتى ، متمدن و غيرمتمدن مىتوانند از آن بهره بگيرند و هيچگونه احتياج به محاسبهء خود انسان ندارد ؛ بلكه بهسان يك آلت خود كار ، هزاران سال خدمت و فعاليت مىكند و آثار فرسودگى در آن مشاهده نمىشود و نيازى به ترميم ندارد .
اين وسيلهء طبيعى همان گردش ماه و كره زمين است . ماه درآغاز به صورت هلال خودنمايى مىكند و كم كم به صورت « بدر » در مىآيد ، بعداً به تدريج باريكتر شده و به حالت نخستين برمىگردد . اين تحوّلات وسيلهء يك محاسبهء بسيار طبيعى براى امور زمانى است كه تمام طبقات مىتوانند از آن بهرهبردارى كرده و مبدأ و آخر تمام كارهاى خود را با آن بسنجند ، تا آنجا كه بسيارى از فرايض و واجبات ، در اسلام نيز براساس همين گردش ماه است . قرآن مجيد در اين باره چنين مىفرمايد :
« يَسْأَلُونَكَ عَنِ الأَهِلَّةِ قُلْ هِىَ مَواقِيتُ لِلنّاسِ وَالحَجِّ ؛ « 1 »
از تو از اختلاف ماهها سؤال مىكنند ، كه چرا پيوسته در اختلاف است ، و يكنواخت نيست بگو : اين اختلاف ، به منظور وقتشناسى است ، و براى اين است كه مردم اوقات حج را تشخيص دهند و بدانند كه پس از مرور يازده هلال ، ماه حج است » .
در جاى ديگر مىفرمايد :
« وَالقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ حَتّى عادَ كَالْعُرْجُونِ القَدِيمِ ؛ « 2 »
براى ماه منزلهايى قرار داديم و آن پس از طىّ اين منازل به صورت شاخهء لاغر خشك ( هلال ) در مىآيد » .
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 189 .
( 2 ) . يس ( 36 ) آيهء 39 .