استدلال با آيهء سورهء بقره ، تقريب به ذهن بود كه روشن شود گاهى اين كلمه در مورد بهخصوصى ( جهاد ) بهكار رفته است ، بنابراين اشكال ندارد ، كه همين كلمه در يك معناى ديگرى كه از آن مورد ، وسيعتر و از معناى مطلق خود ، كمى محدودتر باشد ، بهكار رود و آن همان مواردى است كه خدا در آن راه انفاق را واجب نموده است .
اتفاقاً رواياتى كه از خاندان وحى و رسالت ، بهدست ما رسيده است همين مطلب را تأييد مىنمايد و دانشمندان چنين نقل مىكنند كه ، پيامبراكرم پس از نزول آيه فرمود ، مالى كه زكات آن داده شود ، آن در عِداد كنز حرام نيست و اينكه رسول اكرم فقط از زكات اسم برده ، از باب بيان مصداق روشنى بوده است و گرنه منظور مطلق انفاقهاى لازم است .
يكى از دانشمندان براى آن كه بگويد مقصود از « سبيل اللَّه » اعم از انفاق واجب و مستحب است ، آيه را چنين تفسير نمودهاست : مراد مدت كنز نمودن اموال است به طورى كه باب عمل به انفاقهاى مستحب بسته شود و خيرات و مبرات بهطور كلى از بين برود و دستورهاى انفاقى ، اگر چه طبعاً مستحب و غيرلازم است ، از بين برود . كنز ثروت بهطور مطلق ، كه مستلزم اضمحلال اين سنخ دستورها باشد نيز حرام است . سپس گفتار خود را با سخنى كه ابوذر در مجلس عثمان با حضور كعبالاحبار گفته است تأييد مىنمايد و مىفرمايد : كعب معتقد بود ، كسى كه بدهى لازم خود را بدهد ، كنز كردن اموال بر او حرام نيست ، ولى ابوذر با كمال خشم و غضب رو به خليفه كرد ، و گفت :
« لا ترضوا من النّاس بكفّ الأذىّ يبذلوا المعروف و قد ينبغي لمؤدّي الزّكاة أن لايقتصر عليها حتّى يحسن إلى الجيران و الإخوان و يصل القرابات ؛
مجرد اينكه مردم به يكديگر ضرر نرسانند كافى نيست ، بلكه شايسته است در مقام انفاق به دادن زكات اكتفا نكنند و لازم است به همسايگان ، برادران و
در سرزمين تبوك (تفسير سوره توبه) (فارسى) — صفحة 148
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص١٤٨