سومين ( پدر ، پسر ، روحالقدس ) نفر است كفرورزيدند » .
جاى شك نيست كه مفاد اين سه آيه در برخورد اول با هم مختلف است ؛ زيرا در آيهء نخستين چنين مىگويد : آنان معتقدند مسيح فرزند خداست و در آيهء دوم مسيح را خود خدا معرفى مىنمايند و در آيهء سوم فردى از سه نفر است ، كه مجموع آنها خداست . لذا برخى از مفسّران منشأ اين اختلاف را ، ناشى از اختلاف خود مسيحيان دربارهء عيسى دانستهاند . مانند « ملكانى » ها كه قائل شدهاند : عيسى فرزند واقعى خداست ، چنانكه آيهء نخستين بيان كرد و « نسطورى » ها مىگويند : عيسى از مقام الوهيت نزول نمود و بهسان نورى كه بر جسم شفاف بتابد ، منفصل شدهاست و « يعقوبى » ها معتقدند : واقعاً خدا از حقيقت واقعى خود منقلب شده و به صورت گوشت و خون درآمده است و همچنين . . . ، كه اگر دقت شود ، مىتوان اختلاف آنها را به بيش از هفتاد رساند .
ازاين رو ، مسألهء تثليث يكى از مشكلترين و پيچيدهترين مسائل دينى آنان است كه افراد ماهر در آن وارد مىشوند ، اگر چه مجموع بياناتشان سرانجام به يك مطلب قابل تعقل ، بازگشت نمىكند .
اختلاف اناجيل دربارهء فرزند بودن مسيح
پارهاى از موارد ، اناجيل فعلى ( با آنهمه تحريفات ) گواهى مىدهند كه لقب فرزندى عيسى نسبت به خدا ، يك لقب تشريفاتى بوده و منظور ، بيان كمال قرب و نزديكى بوده است و باز استفاده مىشود كه اين « پسر بودن » از خصايص حضرت مسيح نبوده ، بلكه تمام نوع بشر از اين مطلب سهم وافرى دارند .
دانشمندان و خوانندگان گرامى مىتوانند براى به دست آوردن نمونههاى آن ، به فصل پنجم و ششم از انجيل متى و فصل بيستم از انجيل يوحنا مراجعه بفرمايند . « 1 »
هامش
( 1 ) . مدرك ما براى نقل اين مطالب ، نسخهء عربى انجيل است كه در سال 1811 ميلادى چاپ شده است .