ايام مسافرت سپرى گرديد و به تبريز برگشتم . ديدم وضع برخورد افراد خانواده با من غير عادى است و در اين فكر هستند كه خبر فوت والده را چگونه به من بدهند . گفتم : واقف هستم كه والدهام فوت كرده است مىخواهم بدانم چگونه و در چه تاريخى اتفاق افتاده است . گفتند : وى در 28 تير ماه فوت كرد ، آقاى . . . را دعوت كرديم و بالاى سر او قرآن خواند . دفتر يادداشت روزانهء مسافرت را در آوردم و تطبيق كردم معلوم شد كه تاريخ فوت والده و آمدن آقاى . . . و خواندن قرآن كاملًا با دفتر يادداشت موافق است .
6 . نگارنده در سال 1330 شمسى براى فرار از گرماى قم به زادگاه خود رفته بود ، وقتى گرما پايان يافت و سال تحصيلى آغاز گرديد ، به قم باز گشت ، ولى جزوهء خطى استاد خود حضرت آية الله العظمى امام خمينى قدّس سرّه را كه براى مطالعه همراه خود برده بود بر اثر غفلت در آن شهر جا گذارد .
وسايل رفت و آمد بين شهرها به اين آسانى نبود گذشته بر اين ، نسخهء خطى را نمىتوان به دست همه كس سپرد . از اين جهت به پدرش نوشت كه جزوهء خطى استاد را به وسيلهء يك فرد امين ارسال بدارد ، مدتى گذشت و او نيز از فكر آن جزوه بيرون رفت ، ناگهان شبى در عالم رؤيا ديد كه پدر او به قم آمده و جزوه را آورده است . هنگام ظهر ، موقع صرف ناهار در حالى كه جريان خواب خود را براى دوست هم حجرهء خود تعريف مىكرد ، ناگهان پدر گام در داخل حجره نهاد و گفت :
عازم مشهد هستم و جزوهء خطى را آوردهام .
نگارنده از اين نوع خواب ها مكرر ديده كه از نظر واقعنمايى سر سوزنى خطانداشته است .
7 . عالم محترمى كه اينك در قيد حيات است چندى قبل همسرش فوت كرد . او در ايام حيات از شخصى مبلغ قابل ملاحظهاى طلبكار بود و قبض رسمى ازاو داشت ، چند ماه بعد از مرگش ، بازماندگان در موعد مقرر به مديون مراجعه كردند .
مديون مطالبهء قبض رسمى كرد ، دختر متوفا چند روزتمام خانه را گشت و
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 572
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٥٧٢