درس 114 : چگونه خواب هاى راستين گواه بر وجود روح است
اكنون بايد ديد چگونه اين خوابها حاكى از آن است كه انسان علاوه بر اين سازمان مادى ، داراى قوه و نيروى ديگرىاست كه محكوم به احكام ماده نيست .
نخست بايد توجه كرد كه اين رؤياهاى صادقه و خواب هاى راستين را نمىتوان يك امر تصادفى تلقى كرد ، زيرا تعداد آنها به اندازهاى است كه نمىتوان آنها را معلول تصادف و اتفاق دانست ، قطعاً اين كشف و واقعنمايى ، علت و سببى دارد .
توجيهاتى كه از سوى مادىها دربارهء خواب ديدن انجام گرفته است ، هيچكدام قادر نيست كه اين نوع خواب ها را توجيه و مشكل آنها را حل كند ، ولى فلاسفهء الهى با اين نوع رؤياها بر وجود روح مجرد استدلال مىكنند ، روحى كه براى درك او ، شرايط زمانى و مكانى مطرح نيست و وسيله و ابزارى ازچشم و گوش و . . . لازم ندارد . ديدگان ما در شرايط خاصى از زمان و مكان ، مىبيند ، مثلًا چيزى را مىبيند كه در محاذات او قرار گرفته و با آن هم زمان و به گونهاى هممكان باشد در حالى كه انسان درجهان رؤيا ، حوادثى را مىبيند كه با او هممكان نيست و چه بسا ازنظر زمان با او فاصلهء زيادى دارد .
يك چنين آگاهى با نبودن شرايط زمانى و مكانى علتى دارد ، نه از سنخ علتهاى مادى و طبيعى ، بلكه علتى كه هم افق با روح مجرد باشد . فلاسفهء اسلامى در