مردگان را زنده مىكنى ؟ ( خدا ) فرمود : مگر ايمان نياوردهاى ؟ ابراهيم گفت : آرى ، ولى مىخواهم قلبم آرام گردد .
جملهء « وَلكن ليطمئن قلبى » بيانگر همان نكتهاى است كه يادآور شديم و آن اينكه چه بسا در قلب دارندگان ايمان و يقين خطورهايى پديد مىآيد كه محو آنها ، جز با رؤيت و لمس آن امكانپذير نيست .
اكنون ببينيم كه خداوند چگونه به او دستور مىدهد :
« قالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءَاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيَاً وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ » ؛ « 1 »
( خدا ) گفت : چهار پرنده انتخاب كن و آنها را ( ذبح و ) قطعه قطعه كن ( ودرهم بياميز ) و هر جزئى از آنهارا بركوهى بگذار و سپس آنها را بخوان ( خواهى ديد كه آنها ) ، شتابان به سوى تو مىآيند . بدان به راستى خداوند ، قدرتمند و حكيم است ( هم ازذرات بدن پرندگان آگاه است و هم بر گردآورى آنها توانايى دارد ) .
هامش
( 1 ) . همان جا .