لمس مورد يقين ، محو و نابود مىگردند .
قرآن در اين مورد براى ابراهيم و اخلاف او نمونههايى ارائه مىدهد تا هر نوع شك و ترديد را از دلها بزدايد و ما در اين جا يكى از آن نمونهها را مىآوريم .
ابراهيم و احياى مردگان
مفسران اسلامى نقل مىكنند ، ابراهيم ازكنار دريايى مىگذشت ، مردارى را ديد كه در كنار دريا افتاده ، قسمتى از آن در دريا و قسمت ديگر آن بيرون درياست و حيوانات دريايى و خشكى از دو طرف ، به آن هجوم آورده و آن را مىخورند و اجزاى بدن او متفرق مىگردد .
ديدن اين منظره او را به فكر مسألهء رستاخيزانداخت كه چگونه انسان مرده كه اجزاى آن مانند اين مردار ، در جهان متلاشى مىگردد ، بارديگر زنده مىشود .
از اين رو ، ازخداوند درخواست كرد كه كيفيت احياى مردگان را پس از متلاشى شدن اجزاى آنها ، براى او بنماياند .
شكى نيست كه ابراهيم خليل ازطريق وحى ، از وجود رستاخيزآگاه بود و به آن كاملًا ايمان و اعتقاد داشت ، ولى براى رفع خطورهاى ذهنى كه گاهى اصحاب يقين را نيز زجر و آزار مىدهد ازخدا خواست كه منظرهء احياى مردگان را با ديدگان خود مشاهده نمايد تا يقين وى به صحت رستاخيز به حد اعلا برسد و بهاصطلاح به « حق اليقين » تبديل شود .
قرآن مجيد ، درخواست ابراهيم و پاسخ خدا را چنين بيان مىفرمايد :
« وَ إِذ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ أَرِنِى كَيْفَ تُحْىِ الْمَوْتى قالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَلكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِى » ؛ « 1 »
( و به ياد آر ) هنگامى كه ابراهيم گفت : خدايا ! به من نشان بده كه چگونه
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 260 .