آنان عموميت و وسعت و گسترش توانايى خدا را در مورد چيزهاى « ممكن » باورندارند . شكى نيست كه حيات مجدد براى انسان جزو محالات نبوده ، جزو ممكنات است و زنده كردن يك مرده ، مانند جمع ميان وجود و عدم نيست كه ذاتاً يك امر محال باشد ، بلكه طبعاً يك امرممكن است ، ولى به قدرت و نيرو نيازدارد .
و به عبارت ديگر ، گاهى چيزى ذاتاً در رديف محالات قرار مىگيرد و امكان هستى پذيرى را ندارد و اگر قدرت قدرتمندى بر آن تعلق نمىگيرد نه از اين نظر است كه نمىتواند ، بلكه به خاطر نارسايى خود آن شىء است كه شايستگى هستىپذيرى را ندارد .
ولى گاهى چيزى بالذات ممكن و هستى پذيراست چيزىكه هست به قدرت و نيرو نيازمند است . فضانوردى و پيمودن راههاى آسمانها ذاتاً امر محالى نبودهاست ، چيزى كه هست بشر گذشته فاقد قدرت و توان بود كه چنين چيزى را انجام دهد ، ولى پس ازساليانى دراز بر اثر قدرت صنعت و تكنيك توانست به آرزوى خود جامهء وجود بپوشاند .
زندگى مجدد ، همانند پيمودن راههاى فضاست و ذاتاً ممكن است و اگر قدرت و نيرو به آن ضميمه گردد قطعاً هستىپذيرخواهد بود .
قرآن مجيد در مواردى با يادآورى قدرت گستردهء خدا ، بر تحقق معاد استدلال مىكند كه چنين كارى در برابر قدرت او بسيار ناچيز است چنان كه مىفرمايد :
« وَما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَالأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ القِيامَةِ وَالسَّمواتُ مَطْوِيّاتٌ بِيَمِينِهِ » ؛ « 1 »
خدا را به حق نشناختهاند و روز رستاخيز ، زمين يك سره در قبضهء اوست و آسمانها به قدرت وى به هم پيچيده است .
هامش
( 1 ) . زمره ( 39 ) آيهء 67 .