ازآنان نقل مىكند :
« وَلَئِنْ قُلْتَ إِنَّكُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ المَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلّا سِحْرٌ مُبِينٌ » ؛ « 1 »
اگر ( به آنها ) بگويى : به راستى شما پس ازمرگ ، برانگيخته مىشويد ، آنان كه كافرند مىگويند : اين كار جزسحر و جادوگرى چيزى نيست .
اصولًا آنان نمىتوانستند ، تصور كنند بدنى كه متلاشى و خاك شده و يا قطعات استخوانى از آن بازمانده بارديگر زنده گردد و قرآن اين « استبعاد » را درموارد متعددى ازآنان نقل مىكند و مىفرمايد :
« وَقالُوا أَ إِذا كُنّا عِظاماً وَرُفاتاً أَئِنّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدِيداً » ؛ « 2 »
و گفتند : آيا هنگامى كه ما استخوانهاى پوسيده و پراكندهاى شديم دگر بار با آفرينش تازهاى مبعوث مىشويم ؟
قرآن در برابر عناد و سرسختى آنان ، ازطرق مختلف وارد شده و با اقامهء دلايل عقلى روشن توانسته است به اذهان آنان روشنى بخشد و با نشان دادن صحنههايى ازرستاخيزنباتات وبازگو كردن سرگذشت گروهى ازدرگذشتگان كه پس ازمرگ و يا شبيه مرگ ، گام به صحنهء زندگى مجدد نهادهاند كوشيده است از قوت عناد آنان بكاهد و افراد منصف و بىغرض را كه ذهن « استدلالپذير » دارند به حقيقت رهنمون گرداند .
ما دلايل قرآنى را يكى پس از ديگرى به گونهاى فشرده ياد آور مىشويم .
دلايل امكان معاد از نظر قرآن
1 . گستردگى قدرت خدا
منكران زندگى مجدد ، يكى ازصفات خدا را كه عبارت از قدرت است منكرند .
هامش
( 1 ) . هود ( 11 ) آيهء 7 .
( 2 ) . اسراء ( 17 ) ، آيهء 49 .