على عليه السلام بر مسند خلافت نشست 25 سال از رحلت پيامبر مىگذشت و انتظار مىرفت كه در اين مدت طولانى عداوتها و كينه هابه دست فراموشى سپرده شود ، ولى بر خلاف انتظار ، روحيهء مخالفان على عليه السلام پس ازگذشت ربع قرن عوض نشده بود و از عداوت و كينهاى كه در دوران پيامبر و پس ازدرگذشت وى به على داشتند ، كاهش نيافته بود ، حتى فرزندان قريش و نوباوگان و جوانان آنان كه شاهد حوادث خونين معركههاى اسلام نبودند وقهرمانىهاى على عليه السلام را در جنگهاى بدر ، احد و . . . بر ضد قريش نديده بودند ، همانند نياكان و پدران خود سرسختانه با على عداوت ورزيده و كينهء او را به دل داشتند .
ابن ابى الحديد مىافزايد : هرگاه امام با اين وضع ، پس از درگذشت پيامبر بر مسند خلافت تكيه مىزد و زمام امور را به دست مىگرفت ، چه آتشى در درون مخالفان على عليه السلام روشن مىگرديد و سرانجام چه انفجارهايى رخ مىداد كه نتيجهء آن جزمحو اسلام و نابودى مسلمانان و بازگشت جاهليت به سرزمينهاى اسلامى چيز ديگرى نبود .
ج ) امام عليه السلام در يكى از سخنرانىهاى خود به گوشهاى از نتايج قيام مسلحانهء خود اشاره مىكند و مىفرمايد :
پس ازدرگذشت پيامبر ، در كار خويش انديشيدم ، در برابر صف آرايى قريش جز اهل بيت خود يار و ياورى نديدم . به مرگ آنهاراضى نشدم و چشمى را كه در آن خاشاك رفته بود ، فرو بستم و با گلويى كه در آن استخوانگير كرده بود نوشيدم ، وبرگرفتگى راه نفس و چيزهايى كه از زهرتلختر بود صبر و بردبارى كردم . « 1 »
اتحاد مسلمانان
اتحاد مسلمانان ، بزرگترين آمال و آرزوى على عليه السلام بود و به خوبى مىدانست
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ( عبده ) ، خطبهء 25 و نيز قريب به اين مضمون در خطبهء 212 .