مصاديق اين دوازده خليفه را به دست آورد :
الف ) انَّ هذا الامرَ ( الاسلام ) لايَنقَضى حَتّى يَمضى فيهِم اثنا عَشَر .
ب ) لايَزالُ الاسلامُ عَزيزاً .
ج ) لايَزالُ هَذا الدين مَنيعاً .
د ) لايَزالُ امرُ امَّتى صالِحاً .
ه ) كَعِدَّةِ نُقَباءِ بَنى اسرائيل .
اين جملات ، روشنگر شخصيت خلفايى است كه عزت و مناعت اسلام ، صلاح و رستگارى امت اسلام ، بستگى به آنان دارد و تعداد آنان به اندازهء نقيبان بنىاسرائيل است و قيامت برپا نمىگردد و امر اسلام به پايان نمىرسد ، مگر اين كه اين دوازده نفر در ميان امت پا بگذارند و در ميان آنان قرار گيرند .
چنين خلفايى با اين خصوصيات ، جز بر امامان دوازده گانهء مذهب اثناعشرى ، بر هيچ گروهى تطبيق نمىكند ؛ زيرا امام على و فرزندان او بهخصوص آنان كه در اوقات فترت به نشر معارف و علم و رهبرى امت به صلاح و درستكارى موفق گرديدند ، مايهء عزت اسلام بوده و آخرين خليفهء آنان كسى است كه پيامبر دربارهء او فرموده كه رستاخيزبرپا نمىگردد ، مگر پس ازاين كه روى زمين پر از جور و ستم گردد ، سپس فردى از عترت من طلوع مىكند و زمين را از عدل و داد پر مىكند پس از آن كه با جور و ستم پر شده باشد .
آيا عبارتهاى پيشين كه از پيامبر گرامى نقل گرديد ، خصوصاً جملهء « لايَزالُ الدينُ قائماً » يا جملهء « انَّ هذا الامرَ لايَنقَضى » بر وعدهء الهى دربارهء آخرين خليفه از خلفاى اثنا عشر تطبيق نمىكند ؟
شما اگر اين احاديث را در كنار احاديث غدير ، منزلت ، ثقلين و سفينهء نوح بگذاريد ، قاطعانه داورى مىكنيد كه مقصود همان ائمهء عترت و پيشوايان دوازدهگانهء شيعه است و بس .
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 507
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٥٠٧