تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤
سازگار نيست با تاريخ نيزمطابقت ندارد ، زيرا اولًا ، پيامبراين خلفاى دوازده گانه را مايهء عزت دين و سربلندى مسلمانان معرفى مىكند و هيچ گاه يزيدها ، مروان‌ها ، عبدالملك‌ها و سفاح‌هاكه دستشان تا مرفق در خون مسلمانان فرورفته بود مايهء عزت و سربلندى مسلمانان نبودند ، بلكه مايهء ننگ تاريخ اسلام و بشريت به شمارمىرفتند و ثانياً ، تعداد اين جنايت‌كاران ازدوازده نفرمتجاوزاست و به‌هيچ گونه‌اى نمىتوان احاديث خلفاى دوازده‌گانه را بر آنان تطبيق كرد . در اين جا ما به نقل دو حديث اكتفا مىكنيم : الف ) حديث جابر كه با هفت عبارت نقل شده ؛ ب ) حديث ابن مسعود . 1 . عَن جابربن سَمَرَة ، قالَ : سَمِعتُ رَسُولَ الله ، يَقُولُ : يَكُونُ اثنا عَشَر اميراً . فَقالَ : كَلِمَةً لَم اسمَعها . فَقالَ ابى : انَّهُ قال : كُلُّهُم مِن قُرَيش ؛ « 1 » جابر مىگويد : با پدرم ، بر پيامبر وارد شديم شنيدم مىگويد : اين امر به‌پايان نمىرسد تا دوازده خليفه در ميان آنان به سر ببرد . سپس سخنى ديگر گفت كه من نشنيدم . به پدرم گفتم : چه گفت ؟ گفت : فرمود : همگى از قريشند ؟ 2 . عَن جابربن سَمَرَة ، دَخَلت مَعَ ابى عَلَى النَّبى ، فَسَمِعتُهُ يَقُولُ : انَّ هذا الامرَ لايَنقَضى ، حَتّى يَمضَى فيهم اثنا عَشَر خَليفةً ، ثُمَّ تَكَلَّمَ بِكَلامٍ خَفِىَ عَلَىّ . فَقُلتُ لأِ بى : ما قالَ ؟ قالَ : قالَ : كُلُّهم مِن قُرَيش ؛ « 2 » جابر مىگويد : با پدرم ، بر پيامبر وارد شدم شنيدم مىگويد : اين امربه پايان نمىرسد تا دوازده خليفه در ميان آنان به سر ببرد ، سپس سخنى ديگر گفت كه من نشنيدم ، به پدرم گفتم : چه گفت ؟ گفت : فرمود : همگى ازقريشند . 3 . عَن جابربن سَمَرة ، يَقُولُ : سمعتُ رَسَولَ الله صلى الله عليه و آله يَقُولُ : لايَزالُ الاسلامُ عَزيزاً الى اثنا عَشَر خَليفَةً ، ثمَّ قالَ : كَلِمَةً لَم اسمَعها . فَقُلتُ لأِبى : ما قالَ ؟ فَقالَ :
هامش
( 1 ) . بخارى ، صحيح ، طبع مكتبة عبدالحميد ، ج 9 ، ص 81 . ( 2 ) . مسلم ، صحيح ، چاپ محمدعلى صبيح و اولاده ، ج 6 ، ص 3 .