ديرى نپاييد كه فرمان خدا براى رسول گرامى طى آيهء زير بيان گرديد :
« يا أَيُّها الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ » ؛ « 1 »
اى پيامبر ! آنچه را ازپروردگارت بر تو فرود آمده برسان و اگر نرسانى رسالت خداى را به جا نياوردهاى و خداوند تو را از گزند مردم حفظ مىكند .
دقت در مضمون آيه ما را به نكات زير هدايت مىكند :
اولًا ، فرمانى كه پيامبر براى ابلاغ آن مأموريت پيدا كرده بود ، آن چنان خطير و عظيم بود كه هرگاه - بر فرض محال در رساندن آن خوف و ترسى به خود راه مىداد و آن را ابلاغ نمىكرد ، رسالت خود را انجام نداده بود ، به عبارت ديگر مقصود از « ما انزِلَ اليكَ ؛ چيزى كه بر تو نازل گرديد » نمىتواند مجموع آيات قرآن و دستورهاى اسلامى باشد ، زيرا ناگفته پيداست كه هرگاه پيامبر مجموع دستورهاى الهى را ابلاغ نمىكرد ، رسالت خود را انجام نداده بود و يك چنين امر بديهى نياز به گفتن و نزول آيه ندارد ، بلكه مقصود از آن ، ابلاغ موضوع خاصى است كه ابلاغ آن مكمل رسالت شمرده مىشود و تا ابلاغ نگردد وظيفهء خطير رسالت انجام نمىگيرد .
بنابراين بايد مورد مأموريت يكى از اصول مهم اسلامى باشد كه با ديگر اصول و فروع اسلامى پيوستگى داشته باشد و مانند يگانگى خدا و رسالت خود پيامبر امر خطيرى شمرده شود .
ثانياً ، ازنظر محاسبات اجتماعى ، پيامبر احتمال مىداد كه در طريق انجام اين مأموريت ، ممكن است از جانب مردم آسيبى به او برسد و يا او را در اين انتصاب به فاميل گرايى متهم كنند و خداوند در اين باره مىفرمايد :
« وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ » ؛
هامش
( 1 ) . مائده ( 5 ) آيهء 67 .