تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
احكام و فروع اسلام ، از تعاليم جامع و گستردهء آنان بهره‌مند گردند و به جاى رجوع به افرادى كه براى حجيت قول آنان از كتاب و سنّت دليل محكم و استوارى نيست به عترت پيامبر رجوع كرده و بر كشتى نجات امت سوار گردند و ازاين راه ، وحدت اسلامى ، وحدت دينى و مكتبى را حفظو به بقاى آن كمك كنند . به عبارت روشن‌تر ما اين بحث را كه رهبرى سياسى پس از پيامبر گرامى برعهدهء چه كسى بود فعلًا كنار مىگذاريم ، ولى يك بحث لازم ديگر را مطرح مىكنيم و آن اين‌كه مسلمانان در آگاهى ازاصول ، فروع ، معارف و احكام ، به چه مقامى بايد رجوع كنند ؟ آيا به دنبال مكتب‌هاى اعتزالى و اشعرى بروند و احكام را از پيشوايان چهارگانه اهل تسنن بگيرند ، يا اين كه از عترت پيامبر و هم‌وزن و هم‌رديف قرآن اخذ كنند ؟ پيامبر گرامى تكليف همهء امت را حتى در اين زمان روشن كرده و باب عذر را به روى همه بسته است و با وجود چنين احاديثى ، مراجعه به غير از امامان معصوم هرگز صحيح نيست . اگر سران علمى و فكرى اسلامى ، تعصب‌هاى خشك را كنار بگذارند و مغزها و انديشه‌هاى خود را از پيش‌داورىها شستشو دهند و اين احاديث متواتر اسلامى را مورد تجزيه و تحليل قرار دهند و در رأى و سخن و ابراز نظر ، شجاعت به خرج دهند ، و امت اسلامى را به مكتب اهل بيت ارجاع دهند ثمرهء وحدت و يگانگى را خواهند چيد . شيخ محمود شلتوت ، كه شيخ دانشگاه ازهر مصر بود ، گامى به پيش نهاد و مذهب شيعه را در رديف مذاهب چهارگانهء ديگر معرفى كرد . حالا نوبت انديشمندان حر و آزادمنشان ديگر فرا رسيده است كه گام‌هاى ديگرى در اين راه بردارند و به حكم اين احاديث ، همهء امت را در تعاليم و احكام‌به سوى عترت سوق دهند . و اين كه در درس‌هاى اول يادآورشديم كه بحث‌هاى مربوط به امامت مىتواند عامل وحدت و آفرينندهء اتحاد و اتفاق باشد مقصود همين است .