وى در مدينه ، دست به كودتا بزنند و گروهى را به قتل برسانند ، پيامبر گرامىه براى پيشگيرى از هر نوع حادثهء احتمالى ، على عليه السلام را به جاى خود نصب كرد و دستور داد در مدينه بماند و تا بازگشت پيامبر ، مراقب اوضاع باشد و امور دينى و دنيوى مردم را رسيدگى كند .
وقتى منافقان ازاقامت على عليه السلام در مدينه آگاه شدند خواستند كارى كنند كه امام عليه السلام را از مدينه حركت دهند . به اين منظور شايع كردند كه روابط على با پيامبر به تيرگى گراييده و وى مورد بىمهرى پيامبر قرار گرفته است ، به گواه اين كه پيامبر به على عليه السلام اجازه نداد كه در اين جهاد اسلامى شركت كند .
انتشار چنين شايعهاى در محيط مدينه در حق على عليه السلام كه از روز تولد تا آن لحظه در پوشش مهر و محبت پيامبر بود ، مايهء ناراحتى دوستان آن حضرت گرديد . از اين رو ، آن گرامى براى تكذيب گفتار آنان ، خود را به پيامبر كه چند ميلى بيشتر ، از محيط مدينه دور نشده بود ، رسانيد و پيامبر را از شايعه آگاه ساخت . در اين لحظه پيامبر مقام و موقعيت على عليه السلام را نسبت به خود با جملهء تاريخى خويش بيان كرد و گفت :
اما تَرضى ان تَكُونَ مِنّى بِمَنزِلَةِ هارُونَ مِن مُوسى اى انّه لا نَبىَّ بَعدى ، انَّهُلايَنبَغى ان اذهَبَ اى و انت خَليفَتى ؛ « 1 »
آيا راضى نمىشوى كه نسبت به مَن همانند هارون نسبت به موسى باشى ؟ جز آنكه پس از من پيامبرى نيست . هرگزشايسته نيست كه من بروم مگر اين كه تو خليفه و نمايندهء من باشى .
بررسى سند حديث منزلت
اين حديث را در اصطلاح محدثان ، حديث « منزلت » مىگويند . هر كسى با
هامش
( 1 ) . ابن هشام ، سيره ، ج 2 ، ص 520 .