177 ، 179 ، 182 ، 185 و 330 ؛ سيوطى در تاريخ الخلفاء ، صفحهء 65 ؛ متقى هندى در كنز العمال ، جلد 8 ، صفحهء 152 ، حديث 2504 .
3 . در تعاليق احقاق الحق ، با زحمات توان فرسايى ، مسانيد و مراسيل حديث ، با مراجعه به كتابهاى دانشمندان با تعيين شمارهء جلد و صفحه مطرحگرديده است و در نقل صورتهاى گوناگون حديث و ضبط نام كسانى كه از صحابهء پيامبر گرامى ، حديث به آنان منتهى مىگردد ، دقت شايان تقدير بهعمل آمده است . براى اطلاع بيشتر به جلد 5 ، صفحهء 133 - 234 مراجعه گردد .
با ملاحظهء اين جهات ، براى يك فرد منصف ، جاى ترديد در صحت و استوارى سند ، باقى نمىماند .
در استوارى اين حديث ، نيز كافى است كه سعد وقاص دشمن امام عليه السلام آن را يكى از سه نقطهء درخشان زندگى على عليه السلام خوانده است . هنگامى كه معاويه براى اخذ بيعت براى « يزيد » وارد مكه گرديد در « دارالندوه » انجمنى تشكيل داد كه در آن شخصيتهايى از صحابهء پيامبر گرد آمده بودند . وى سخن خود را با بدگويى دربارهء على عليه السلام آغاز نمود و انتظار داشت كه سعد نيز با او در اين كار همگام گردد . سعد رو به معاويه كرد و گفت : من هر گاه سه نقطهء درخشان از زندگى على را ياد مىكنم ، از صميم دل مىگويم : اى كاش ، اين سه فضيلت از آن من بود ، اين سه فضيلت عبارتند از :
1 . روزى كه پيامبر به على عليه السلام گفت : نسبت تو به من همانند نسبت هارون به موسى است جز اين كه پس از من پيامبرى نيست ؛
2 . در يكى از روزهاى جنگ خيبر ، پيامبر گفت : فردا پرچم را به دست كسى مىدهم كه خدا و رسول ، او را دوست دارند و او فاتح خيبر است و پا به فرار نمىگذارد ؛
3 . روز مباهله با مسيحيان نجران ، پيامبر ، على ، فاطمه ، حسن و حسين را
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 479
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٤٧٩