تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
دور خود گرد آورد و گفت : پروردگارا ! اينان اهل بيت من هستند . « 1 » بنابراين صدور اين سخن از پيامبر گرامى قطعى است .

بررسى دلالت حديث منزلت

در درجهء نخست ، بايد در جملهء « اى انَّه لا نبىَّ بَعدى » كه در اصطلاح به آن جمله استثنايى مىگويند ، دقت كنيم . معمولًا هر كجا موقعيت كسى را به كسى تشبيه كنند و بگويند : اين دو نفر از نظر مقام مثل هم هستند ، اهل زبان از اين جمله جز اين نمىفهمند كه اين دو نفر از نظر شؤون و مناصب اجتماعى با هم مساوى هستند و اگر پس ازچنين تشبيه و تنزيل ، مقامى را استثنا كنند آن نيز شاهد ديگرى مىشود كه اين دو نفر از هر نظر همتاى يك‌ديگرند ، جز در آن مقامى كه در سخن گوينده استثنا شده است . در اين حديث ، پيامبر صلى الله عليه و آله ، موقعيت على عليه السلام را نسبت به خود همانند موقعيت هارون نسبت به موسى خوانده است و از ميان مقاماتى كه هارون داشت ، فقط يك منصب را استثنا كرده و آن اين كه هارون ، پيامبر بود ولى على عليه السلام پيامبر نيست ، زيرا پيامبر اسلام به حكم آيهء « ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَلكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخاتَمَ النَّبِيِّينَ » « 2 » خاتم پيامبران است و پس از وى پيامبرى نخواهد آمد . اكنون بايد ديد مناصب و مقامات هارون به حكم قرآن چه بوده كه همهء آنها را على عليه السلام دارا بوده است ، جز نبوت كه خود پيامبر در ذيل حديث آن را استثنا كرده‌است . وقتى به قرآن مراجعه مىكنيم ، مىبينيم كه موسى براى هارون ، مناصب زيرا را از خداوند خواسته است و پروردگار درخواست‌هاى موسى را پذيرفته و همه را
هامش
( 1 ) . مسلم ، صحيح ، ج 7 ، ص 120 . ( 2 ) . احزاب ( 33 ) آيهء 40 .