تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
كتاب‌هاى حديث و تاريخ سروكارى داشته باشد در صحت و استوارى اين حديث شك و ترديد نخواهد كرد و اسناد اين حديث به اندازه‌اى است كه حتى نقل صورت فشرده‌اى از آنها براى ما ممكن نيست . افرادى كه اهل تتبع هستند با مراجعه به كتاب‌هايى كه ما نام آنها را مىبريم ، پايهء صحت اين حديث براى آنان روشن مىگردد : 1 . دانشمند متتبع جهان شيعه ، مرحوم سيد هاشم بحرينى ، متوفاى سال 1107 ، در كتاب غاية المرام ، صفحهء 109 - 126 ، اين حديث را با صد سند از دانشمندان اهل تسنن با ذكر نام كتاب ، سند و متن حديث ، نقل كرده است . مطالعهء اين كتاب و خصوصاً اين بخش از آن ، مايهء تعجب و شگفتى انسان مىگردد ، به گونه‌اى كه از وسعت تتبع نويسندهء آن ، انگشت حيرت به دندان مىگيرد و او را ازجمله مردانى مىيابد كه علم و دانش را براى خود علم ، طلب و تحصيل مىكردند . به طور مسلم اگر انگيزهء معنوى و ايمانى در تأليف اين كتاب وجود نداشت ، هرگز وى موفق به گردآورى اين احاديث از كتاب‌هاى مختلف و متفرق نمىگرديد . 2 . مرحوم سيد عبدالحسين شرف الدين عاملى ، رنج تتبع را بر خود هموار كرده و به قسمتى از مصادر حديث با تعيين جلد و صفحه اشاره نموده و آن را از مدارك زير نقل كرده است . امام نسائى ، در كتاب الخصائص العلويه صفحهء 6 ؛ حاكم نيشابورى در مستدرك ، جلد 3 ، صفحهء 109 و 123 ؛ ابن حجر هيثمى ، در الصواعق‌المحرقه ، صفحهء 29 ، مسلم بن حجاج در صحيح خود ، باب فضائل على ، جلد 2 ، صفحهء 323 و 324 ؛ مؤلف الجمع بين الصحاح السته در باب مناقب على ، و صاحب الجمع بين الصحيحين ، در فضايل على و باب غزوهءتبوك ؛ صحيح بخارى جلد 3 ، صفحهء 58 ، سنن ابن ماجه ، جلد 1 ، صفحهء 28 ؛ احمد بن حنبل در مسند خود ، جلد 1 ، صفحات 173 - 175 ،