مسلمانان و مرزهاى اسلامى به قيمت وقت عزيز او تمام مىشد .
چنين زندگانى پرغوغا ، مسلمانان را بر آن مىداشت كه وقت خود را به جاى آموزش معارف و احكام اسلام ، به دفاع از حريم اسلام و وجود پيامبر گرامى صرف كنند و هر گاه آرامش موقتى پيش مىآمد و مسلمانان پروانهوار به گرد شمع وجود پيامبر جمع مىشدند تا احكام ، فرايض و معارف بلند اسلام را فراگيرند ، ناگهان حوادث ناگوار و گزارشهاى مهم و حساس ، سبب مىشد كه براى نبرد با دشمن و رفع تجاوز ، آماده گردند .
امكانات مسلمانان نيزبه حدى نرسيده بود كه گروهى نظامى شوند و گروهى دانشجو بلكه مسلمانان در همان هنگامى كه به كار كشاورزى و باغدارى و مانند اينها مشغول بودند به تعليم و آموزش نيز مىپرداختند و در همان هنگام اگرنبردى پيش مىآمد همگى لباس رزم بر تن مىكردند و به جهاد مىرفتند . بنابراين غالباً تمام افراد ، هم نظامى بودند ، هم كارگر و هم دانشجو .
2 . شريعت اسلامى به تدريج راه خود را طى كرده است ، زيرا حوادث دوران پيامبر و پرسشهايى كه از حضرتش مىشد ، سبب مىگرديد كه احكام آنها از مجراى وحى بيان گردد و از اين راه ، شريعت اسلام تكامل خود را طى كند و اصولًا هيچ تشريع و تقنينى نمىتواند مخلوق شرايط يك لحظه و مقتضيات يك روز باشد ، بلكه همواره تجديد حوادث و طرح يك سلسله سؤالها موجب توسعهءوضع قانونگذارى مىگردد .
در محيط بعثت پيامبر اكرم ، علاوه بر اين موضوع خصوصيت ديگرى وجود داشت و آن اين كه پيامبر اسلام در ميان مردمى به نبوت رسيد كه فاقد هر نوع قانون اخلاقى و اجتماعى بودند و يكى ازبىبندوبارترين ملل جهان به شمارمىرفتند .
آشنا ساختن چنين ملتى به كليهءقوانين ، رموز اخلاقى ، اجتماعى و . . . در مدت كم ، امكان عادى نداشت ، حتى اگر پيامبر عالىقدر اسلام و پيروان او گرفتارىهاى ياد شده را هم نداشتند ، تعليم اين همه حقوق و فرايض اسلامى به يك چنين
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 445
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٤٤٥