نيز ايجاب مىكند كه پس از پيامبر ، امامى كه عهدهدار وظايف رسالت باشد ، ازطرف خدا منصوب گردد .
علم وسيع و گسترده و عصمت و مصونيت ازگناه و خطا از شرايط اساسى امام است و شناسايى چنين فردى جز از راه وحى امكان پذيرنيست .
ممكن است شما چنين بينديشيد كه بحث دربارهء خلافت و امامت و اين كه پس از پيامبر گرامى ، چه كسى لازم بود زمام امور را به دست بگيرد يك بحث تاريخى است كه زمان آن سپرى گرديده است و چون چرخ زمان به عقب برنمىگردد بحث در اين امور جز ازجهت تاريخى ، نتيجهء ديگرى ندارد ، ولى لازم است يادآورى شود كه امامت ، ابعاد گوناگونى دارد كه اگر زمان يك بعد آن سپرى شده باشد ابعاد ديگر آن هنوز هم از بحثهاى مفيد و سازنده است و از ميان اين ابعاد به دو بعد اشاره مىكنيم :
1 . بحث دربارهء امامت ، بحث در ماهيت حكومت اسلام و شيوهء فرمانروايى پس از درگذشت پيامبر تا عصر ماست و چنين بحثى ازبحثهاى مفيد و سازنده است كه با سرنوشت ما كاملًا ارتباط دارد ؛
2 . پس از درگذشت پيامبر ، مرجع اخذ احكام و پناهگاه امت در مشكلات فكرى و عقيدتى كيست ، و بايد مردم در اين مسائل به كدام مقام مراجعه كنند ، آيا امت بايد اصول و فروع دين خود را از هر صحابى و تابعى و يا پيشوايانى مانند ابوحنيفه ، شافعى ، مالك و احمد بن حنبل بگيرد يا اين كه خود پيامبر گرامى در اين موارد پناهگاهى براى امت تعيين كرده است ؟ در اين درسها ، هر دو موضوع مورد بررسى قرار خواهد گرفت .
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 418
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٤١٨