قوانين كمك شايان تقديرى نموده است . در قوانين امروزبراى كسى كه به قانون عمل كند پاداشى در نظر گرفته نشده است ، زيرا قانونگذار تصور مىكند كه عمل به قانون ، وظيفهاى انسانى ، اجتماعى و براى تأمين عدالت اجتماعى است كه سود آن عايد عامل مىگردد . و اين مطلب منطقى است ، ولى آيا تمام افراد اين منطق را درك مىكنند ، آيا تودهء مردم كه اكثر قوانين متوجه آنهاست خلاف آن را انتظار ندارند ؟
آنان با خود مىگويند : همانطور كه متخلف ، كيفر مىبيند بايد عامل به قانون نيز پاداشى داشته باشد .
اسلام با تعيين پاداشها توانسته است اين خلأ در ذهن تودهها را پر كند تا آنان به طور خودكار از گناهان دورى جويند و به اطاعت و پيروى از قوانين بگرايند .
در مضمون آيهء زير دقت فرماييد كه چگونه در افراد ، روح آزادگى و گذشت از جان و مال را در برابر گسترش آيين خدا پرورش مىدهد :
« إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ المُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ يُقاتِلُونَ فِى سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ » ؛ « 1 »
خداوند جان و مال افراد با ايمان را در برابر بهشت خريدارى نموده است ، آنان در راه خدا جهاد مىكنند ، مىكشند و كشته مىشوند .
انگيزهء بسيارى از افراد با ايمان ، براى رعايت قوانين اعم از فرايض و نوافل ، همين پاداشهاست كه آنان را به سوى هدف اعزام مىكند و هرگز نبايد از يك چنين عامل مؤثر غفلت نمود .
اسلام براى نفوذ قانون در دل اجتماع ، هرگز كيفر متخلف را با پاداش مطيعيكسان نگرفته است ، بلكه به خاطر رعايت عدالت ، كيفر را معادل جرم قرار داده در حالى كه پاداش بر عمل نيك را ده برابر معرفى مىكند و چنان كه مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . توبه ( 9 ) ، آيهء 111 .