تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
نثر است كه از هر نوع قيد خالى و دور باشد ، بلكه داراى انسجام و فواصل خاصى است كه آن را از دايرهء نثر بيرون برده است ؛ ب ) قرآن مطالبى را عرضه مىدارد كه هيچ گاه در قصايد و خطبه‌هاى عرب وجود نداشته است و هرگز به دنبال توصيف خرابه و خانهء معشوق و شوق ديدار دوستان و بيان خصوصيات شتر و اسب نيست و محتويات آن از غزل‌سرايى و مدح افراد و يا رثا و بيان مصايب اشخاص پيراسته است و دربارهء عيش و نوش و كوچيدن كاروان و باده و ساغر سخن نمىگويد و هرگز همانند شاعران در محدودهء خاصى بحث نمىكند . اين كتاب دربارهء خدا و صفات او و سرآغاز و سرانجام بشر و زندگى امت هاى پيشين كه بر اثر طغيان ، گرفتار خشم الهى گرديده‌اند و . . . سخن مىگويد ؛ ج ) الفاظ قرآن زيبا و با معانى كاملًا متناسب است و سخن و منظور خود را بدون اين كه لفظ را فداى معنا و يا معنا را فداى لفظ نمايد با سبكى كاملًا ممتاز و زيبا بيان مىكند ؛ د ) هرگاه شاعر و يا نويسنده‌اى عبارتى يا داستانى را تكرار كند ، لطف و زيبايى كلام ، بر اثر تكرار از بين مىرود ، ولى قرآن گاهى با عباراتى فشرده و موجز و گاهى مبسوط و گسترده ، از سرگذشت پيامبر يا از صفات مبدأ و خصوصيات معاد به طور مكرر سخن مىگويد و هرگز لطمه‌اى بر لطافت و زيبايى آن وارد نگرديده است ؛ ه ) در ميان خطابهء خطيبان و قصايد شعرا گاهى جمله‌ها و ابياتى درخشندگى خاصى پيدا كرده خودنمايى مىكند و همين چند بيت و جمله ، ارزش هنرى و شعرى دارد و باقىماندهء آنها بىارزش و پيش پا افتاده است ، اما آيات و سوره‌هاى قرآن با آن همه گستردگى و توسعه ، همگى خارق‌العاده و در سطحى عالى است . و كافى است كه در اين باره به داستان يوسف كه در سوره‌اى به طور مبسوط بيان شده است نظرى بيفكنيم و ببينيم كه تمام آيات آن در درجهء اعلاى فصاحت و
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 326 | الشيخ جعفر السبحاني