دل احساس مىكرد چنين سخنى با اين جذبه و كشش نشنيده و هرگز قادر نيست كه نظير آن را بياورد ، زيرا درك زيبايى كلام و شيرينى بيان و رسايى تعبير و جذبه و كشش سخن از امور چشيدنى است نه گفتنى و مانند « ملاحت » معشوقه است كه عاشق دلداده آن را با چشم دل مىبيند ، ولى نمىتواند آن را به رشتهء بيان در آورد .
در زبان فارسى نيز همين مطلب حكمفرماست . انسان در بررسى ديوان شعرا به اشعارى برمىخورد كه از نظر حلاوت و شيرينى و جذبه و كشش ، در سطحى قرار دارد كه بر ديگر اشعارشان تفوق آشكار دارد هر چند انسان نتواند نكتهء برترى آن را درك كند ، اما با ذوق خدادادى مىتواند به برترى آن واقف گردد ، اينك يكنمونه :
خواجه ابوالقاسم فردوسى دربارهء اهميت علم و دانش ، شعر معروفى دارد كه همگى آن را حفظ داريم :
توانا بود هر كه دانا بود * زدانش دل پير ، برنا بود
اكنون شما اين شعر را با دو بيت ديگر شاهنامه كه دربارهء قدرت نمايى يكى از قهرمانان ايران زمين سروده است مقايسه كنيد كه زيبايى ، شيرينى ، جذبه و كشش از آنِ كدام است آن جا كه مىگويد :
به روز نبرد آن يل ارجمند * به تيغ و به تير و به گرز و كمند
بريد و دريد و شكست و ببست * يلان را سر و سينه و پا و دست
برترى اين دو شعر بر آن بيت ، بلكه بر تمام اشعار حماسى شاهنامه به حدى است كه اين دو بيت در ميان شصت هزار بيت شاهنامه ، مانند مشعل فروزان يا درّ شاهوار مىدرخشد ، با وجود اين افراد ناوارد در فن بلاغت نمىتوانند علل بلاغت و برترى اين دو بيت را تجزيه و تحليل كنند ، اگرچه آن را با ذوق و فطرت خود در مىيابند .
درست است كه علماى ادب براى فن بلاغت موازين و معيارهايى برشمردهاند و علل بلاغت و برترى كلامى را بر كلام ديگر در قالب قواعد و قوانينى ريختهاند ،