قرار گرفتهاند و تحت حكومت آنها واقع نمىشوند ؛
مثلًا هرگز نمىتوان روح مجرد را با چاقوى تشريح و يا ميكروسكوپ و يا ساير وسايل مادى مشاهده نمود و از اين طريق دربارهء آن به نفى و اثبات پرداخت .
آن دانشمند مادى كه مىگويد : ما در بررسىها و آزمايشهاى خود به موجودى به نام « روح » و ادراكى به نام « وحى » برخورد نمىكنيم ، بايد در پاسخ آنان گفت : شما با اين ابزار مادى نمىتوانيد جز دربارهء امور مادى قضاوت كنيد و موضوعاتى كه از نظر سنخ وجود بالاتر از ماده است با اين ابزار تحت تجزيه و آزمايش قرارنمىگيرند ، بلكه اين نوع مسائل براى خود راه اثبات جداگانه و دلايل مخصوصى دارند كه اگر با كمال بىطرفى از راه ويژهء آن وارد شويد به وجود چنين جهانى اعتراف خواهيد نمود .
بنابراين يك فرد مادى تا به وجود ماوراى طبيعت معتقد نگردد ، بحث با او در اين نوع مسائل ثمرى نخواهد داشت ، بلكه قبلًا بايد اين جاده را براى او هموار ساخت سپس در وجود ادراكى به نام « وحى » كه از سنخ ادراكهاى معمولى نيست با او گفتگو نمود .
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 272
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٢٧٢