خدايى كه آگاه است و مىداند كه اعجاز ، بر عظمت معنوى مدعى مىافزايد و اين شخص به وسيلهء همين اعجاز ، موقعيت خود را در جامعه تحكيم مىكند و حساب خود را از مردم جدا مىسازد و مردم خواهناخواه به سوى وى كشيده مىشوند و مطيع او مىگردند ، با اين وصف چطور يك چنين حربهء برنده و مغناطيس دلها را در اختيار او نهاده است ، مگر او حكيم نيست ، مگر او به هدايت مردم علاقه ندارد ؟ و خدايى كه واجد اين صفات است كارى نمىكند كه ضربهاى بر هدف او وارد سازد .
از اين نظر شق دوم كه معجزه در اختيار مدعيان دروغگو قرار بگيرد باطل بوده و قهراً صورت نخست كه اين قدرت به مقتضاى حكمت فقط در اختيار افراد صالح و راستگو قرار مىگيرد ثابت مىشود و معجزه ، سند زنده بر صدق گفتار مدعى نبوت تلقى مىگردد .
راهنمايى قرآن در اين باره
كتاب آسمانى ما قرآن كه با دلايل روشن و علمى و خردپسند ، جامعهء بشرى را به اصول و معارف حقه هدايت مىنمايد دربارهء پيامبر اسلام چنين مىفرمايد :
« وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الأَقاوِيلِّ * لَأَخَذنا مِنْهُ بِاليَمِينِ * ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الوَتِينَ * فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِينَ » ؛ « 1 »
هرگاه او ( محمده ) نسبتهاى بىاساس به ما مىداد او را با قدرت ( هرچه تمامتر ) مىگرفتيم سپس رگ قلبش را قطع مىكرديم و هيچ كس از شما نمىتوانست از ( مجازات ) او مانع شود .
صريح آيه اين است كه هر گاه پيامبر اسلام نسبتهاى بىاساسى به خدا بدهد ، خداوند براى روشن شدن بطلان ادعاى او بىدرنگ نعمت حيات را از او
هامش
( 1 ) . حاقه ( 69 ) آيه 46 .