تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
2 . خداوند خواهان سعادت و هدايت مردم به سوى مبدأ و معاد و آيين حق است و هرگز خواهان ضلالت و گمراهى مردم نيست . با پذيرفتن اين دو اصل ، پاسخ اشكال روشن مىشود كه : دادن چنين قدرت ( قدرت بر انجام كارهاى خارق‌العاده‌كه مقابله با آن در امكان كسى نيست ) به فرد دروغ‌گو ، موجب گمراهى مردم است و گمراهى مردم با هدف خداى حكيم ناسازگار است . توضيح اين كه وجود معجزه در دست يك شخص در صورتى سند زنده براى نبوت اوست كه لااقل واجد دو شرط زير باشد : 1 . در طول زندگى از هر نوع عيب اجتماعى و آلودگى اخلاقى پيراسته باشد ؛ 2 . شريعت و آيينى كه مردم را بر آن دعوت مىكند ، مطابق فطرت و سرشت و مطابق عقل و خرد باشد . و علت لزوم اين دو شرط روشن است . اگر مدعى نبوت سوابق ننگينى داشته باشد ، وجود چنين سوابقى مانع از گرايش مردم به وى مىباشد و خداوند حكيم چنين فردى را كه موجبات گريز مردم در او جمع است براى هدايت مردم نمىفرستد ، زيرا چنين فردى نمىتواند هدف الهى را تأمين نمايد . هم‌چنين اگر آيين او بر خلاف عقل و خرد باشد ، در اين صورت عقل و خرد رسالت او را محكوم نموده و به رسميت نخواهد شناخت و ديگر نوبت به معجزه‌خواهى نمىرسد . ولى هرگاه در مدعى نبوت و آورندهءاعجاز ، اين دو شرط جمع گردد ، در اين صورت هر دو شكل مسأله را بررسى مىكنيم يا او در اين ادعا راست‌گوست يا دروغ‌گو . اگر راست‌گوست و معتقديم كه چنين شرايط جز براى پيامبر راست‌گو پيش نمىآيد ، در اين صورت مدعاى ما ثابت شده است و اگر فرض كنيم كه او با اين شرايط دروغ‌گوست در اين صورت اين سؤال پيش مىآيد كه چرا خداوند حكيم يك چنين قدرتى را در اختيار شيادى نهاده است كه گروه انبوهى را بفريبد ؟