خوشبختى و بدبختى انسان رابطهء مستقيم دارد يكى از پايههاى وصول به كمالى است كه بشر براى آن آفريده شده است و بسيارى از ملل جهان در پرتو تعاليم پيامبران با قسمتى از اين عوامل آشنا شدهاند و امورى را به عنوان « فرايض » اجتماعى و يا « محرمات » و « منكرات » شناختهاند و اگر راه « وحى » به روى بشر گشوده نمىشد و پيامبرانى براى ابلاغ مصالح و مفاسد مبعوث نشده بودند چقدر طول مىكشيد كه بشر با فكر خود بر آنها دست يابد ؟ پاسخ به اين سؤال و تعيين مدت آن بسيار مشكل و پيچيده است .
هيچ بعيد نيست كه اگر بعثت انبيا نبود ، بشر تا اين لحظه يا دست كم تا مدت مديدى در جهالت خود دربارهء مصالح و مفاسد اخلاقى و اجتماعى باقى مىماند ؛ زيرا مثلًا مشاهده مىشود با اين كه عقل و هوش بشر به اندازهء كافى تكامل يافته و در پرتو آزمايشها و مطالعات دقيق به آثار سوء و خانمان برانداز نوشابههاى الكلى و مضرات گوشت خوك و حشرات و خون و خطرات سهمگين رباخوارى و . . . پى برده است هنوز اين نوشابهها و غذاهاى پليد در آمريكا و اروپا رايج است ! چه رسد به جهان عقب افتادهء ديروز كه با الفباى علوم امروز آشنايى نداشتند و آب و شراب در نظر آنها يكسان بود و گوشت گوسفند و خوك و داد و ستد و ربا نزد آنها با هم فرقى نداشت .
آيا با اين نارسايى عقل انسان ، صحيح بود كه خداوند بشر را خلق كند و عنان زندگى وى را به دست خود او بسپارد و از او بخواهد كه به سوى هدفى كه براى آن آفريده شده است گام بردارد و به آن برسد ؟
نظر قرآن و احاديث دربارهء بعثت پيامبران
از اين بيان روشن گرديد كه يكى از اهداف پيامبران و يا به تعبير ديگر ، از علل بعثت آنان ، همان موضوع تعليم بشر و تكميل عقل و دانش ناقص اوست و اين حقيقت به عبارتهاى مختلف در قرآن و احاديث وارد شده است ؛ مثلًا قرآن كريم