تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
حكمت و مصلحت آن را درك كنيم بايد بگوييم : حتماً آنها داراى مصلحت و حكمتى است كه ما به آن پى نبرده‌ايم . البته اين جواب اجمالى براى كسانى كه ايمان محكم و اعتقاد راسخ به خداى متعال و عدالت و حكمت او دارند كافى است ، اما براى سايرين بايد خوب توضيح داده شود تا اشكال از ذهن آنان بيرون برود .

پاسخ سؤال اول

داورى دربارهء بلاها و مصيبت‌ها و اين كه اين نوع پديده‌ها جز ضرر و زيان و تباهى و خرابى سود ديگرى ندارند بستگى به اين دارد كه وضع عمومى جهان با تمام ابعاد آن براى ما روشن باشد سپس داورى كنيم كه اين پديده جز بدى و ضرر نتيجهء ديگرى ندارد و واضح است كه چنين احاطه‌اى بر اوضاع عمومى جهان براى ما ممكن نيست . يك فيلسوف هر چه هم با ديد مطلق و آزاد رويداد مورد نظر خويش را بررسىكند فقط از نقطهء مصالح مردم مرز و بوم خود و دريچهء زمان خويش مىتواند دربارهء آن داورى كند و هرگز نمىتواند از زمان مشخص زندگى خود گامى فراتر نهد در حالى كه داورى صحيح در اين موارد ، علاوه بر نظر وسيع ، نياز به آن دارد كه از علل و انگيزه‌ها و هم‌چنين نتايج و مقدمات آن پديده از ازل تا ابد آگاهى داشته باشد . چه بسا ممكن است كه يك پديده و رويداد از يك بعد كوچك بىفايده و زيان‌بار جلوه كند ، ولى با در نظر گرفتن ابعاد ديگر ، در گذشته و آينده مفيد و سودمند باشد . آيا در جهان ، فيلسوفى پيدا مىشود كه شعاع يك پديده و رويداد را تا اعماق ازليت و ابديت پيش برد و هر حادثه‌اى را در مجموع ابعاد زمان و مكان با تمام رگ و ريشه‌ها و شاخ و برگ‌هاى آن مورد بررسى قرار دهد و سپس داورى كند كه