درس 28 : خداى حىّ و زنده
حيات و زندگى از ديدگاه يك دانشمند طبيعى ايناست كه موجودى داراى احساس و تحرك باشد ، مقصود از احساس همان درك جزئى است كه در بدن تمام جان داران و حتى گياهان وجود دارد و تحقيقات و آزمايشهاى دانشمندان ثابت كرده است كه نباتات و گياهان براى خود يك نوع احساس جزئى دارند و مقصود ، همان نمو ، رشد و حركات مكانى است كه در حيوانات و گياهان وجود دارد ؛ حيات و زندگى از ديدگاه يك دانشمند طبيعى همين است و بس ، ولى اگر دقت كنيم معلوم مىشود كه نبايد حيات را منحصر به همين معنا بدانيم ؛ زيرا هرگاه فرض كنيم موجودى به جاى حس ، داراى عقل و ادراك و به جاى حركت ، مبدأ افعالى در جهان خارج از ذات خود باشد قطعاً براى اطلاق لفظ « زنده » شايستهتر خواهد بود .
مثال روشن اين مطلب ، انسان است ؛ زيرا اگر از حيات حيوانى او كه مبدأ حس بدنى و حركت و نمو اوست چشم بپوشيم و به نيروى عقلى و فكرى او چشم بدوزيم ، همان نيرويى كه به وسيلهء آن صدها مسألهء علمى و فلسفى و پيچيده را حل مىكند قطعاً براى نام « زنده » شايستهتر از حيواناتى مانند حشرات زير زمينى كه ما آنها را زنده مىناميم خواهد بود .
بنابر اين دانشمند طبيعى لازم است قدرى با ما همگام گردد و به جاى اين كه