مىشود خدا توانا و زنده است معنايش اين نيست كه توانايى و زنده بودن ، زايد بر ذات اوست ، بلكه منظور اين است كه ذات او ، عين قدرت و حيات است ؛ زيرا در غير اين صورت ، نتيجه اين مىشود كه خدا از دو جزء ( ذات و صفت ) مركب باشد و تركيب همانطور كه گفته شد مستلزم احتياج و نياز است و نياز با خدا بودن كه بايد از هر جهت غنى و بىنياز باشد سازگار نيست .
هرگاه بگوييم كه خداوند از تركيب « ذات » و « صفت » پديد آمده است در اين صورت خداوند مركبى مىشود كه به اجزاى خود احتياج دارد ، يعنى اگر هر يك ازاين دو جزء نباشد خدايى وجود نخواهد داشت .
اينجاست كه برپايهء برهان فلسفى مىگويند : ذات خداوند عين صفات او و ذات او همان علم ، قدرت و ديگر صفات ذاتى اوست و همچنان كه ذات خدا عين صفات اوست ، همچنين هر يك از صفات او عين صفات ديگر است ؛ يعنى حقيقت علم او غير از قدرت او نيست تا بگوييم : قسمتى از ذات او را علم و قسمت ديگر را قدرت تشكيل مىدهد ، بلكه سراسر ذات او علم ، قدرت و ديگر صفات ذاتى او مىباشد و نيز صفات او عين يكديگرند ؛ زيرا اگر چنين نباشد ، باز موضوع تركيب ذات از دو جزء ( مانند علم وقدرت ) پيش مىآيد وتركيب همانطور كه گفته شد با خداوند بودن سازش ندارد .
3 . توحيد افعال
بدون ترديد در جهان آفرينش ، يك رشته علل طبيعى كه داراى آثار ويژهاى هستند وجود دارد ؛ مانند درخشندگى خورشيد ، سوزندگى آتش و . . . . در ميان موجودات طبيعى ، انسان خود مبدأ هزارانكار و علت حوادث زيادى است .
اكنون بايد ديد كه اين علل ، اين همه آثار چشمگير را از كجا آوردهاند ؟ واضح است كه آن خداى دانا و توانايى كه آنها را آفريده ، اين همه آثار اعجاب انگيزرا به آنها بخشيده است و هرگز نبايد تصور كرد كه اين آثار مربوط به خود آنهاست و آنها