درس 20 : علل گرايش به ماديگرى ( پنجم ، ششم و هفتم )
پنجمين علت گرايش به ماديگرى اين بود كه گرايش به فلسفهء حسى و اين كه همه چيز را بايد از طريق حس و لمس كشف كرد بسيار اوج گرفته بود و كار به جايى رسيده بود كه انتظار داشتند خدا و روح و ساير موجودات غير مادى را در آزمايشگاه و زير چاقوى جراحى خود مشاهده نمايند و اگر اثرى از آنها در قلمرو تجربه و آزمايش نديدند به انكار آن برخيزند ! در صورتى كه بسيار واضح است خدا كه وجودى است غير مادى بالاتر از آن است كه در قلمرو آزمايش قرار گيرد .
ششمين علت گرايش به ماديگرى جناياتى است كه « ديوان تفتيش عقايد » به نام دفاع از خدا و دين مرتكب شد و اين جنايات ساليان دراز ادامه داشت و بذر عداوت و دشمنى را دلها پاشيد و در نتيجه هنگامى كه آن محكمه ، قدرت خود را از دست داد طوفانى از انتقام در ذهن بيشتر مردم پديد آمد و دانشمندان هم براى انتقام گرفتن ، احساسات تند مردم را بر ضد كليسا و مذهب بسيج كردند و از اين راه مردم را به سوى انكار خدا كشاندند .
ولى خوشبختانه چيزى نگذشت كه آبها از آسياب افتاد و سر و صداها خوابيد و طوفان احساسات فرو نشست و حساب كليسا و افكار منحط كشيشان از اعتقاد به خدا و جهان ما فوق طبيعت جدا گرديد و بار ديگر دانشمندان به سوى