تصريح شده است . « 1 »
2 .
« وَ أَعانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ ؛
گروه ديگرى او را در تنظيم اين كتاب يارى مىكنند » . سازندهء اين تهمت ، نضر بن حارث بود و مقصود وى از اين گروه ، چند نفر انگشت شمارى ، مانند « عداس » و « يسار » و « جبر » است كه رومى بودند و در مكه مىزيستند و اطلاعاتى از « عهدين » داشتند و بعدا اسلام آورده بودند .
قرآن اين تهمت را ظلم و ستم و گفتار زور و ناروا مىداند .
چه گفتارى نارواتر از اينكه كلامى را كه فصيحان و بليغان عرب از مبارزهء با آن ناتوان گرديدهاند ، به چند نفر انگشت شمارى نسبت بدهند كه تسلط كامل بر زبان عربى نداشتند ؟ !
قرآن مجيد اين تهمت را در جاى ديگر از اين نارواگويان نقل مىكند و مىفرمايد :
« وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ
« 2 » ؛
ما مىدانيم كه آنان مىگويند : بشرى اين قرآن را به او تعليم مىدهد » . « 3 »
قرآن در ردّ آنان ، پاسخ پيش را يادآورى مىنمايد و مىفرمايد :
« لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ
« 4 » ؛
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 23 .
( 2 ) . نحل ( 16 ) آيهء 103 .
( 3 ) . پيامبر گاهى در « مروه » در كنار غلام مسيحى به نام « جبر » كه بعدها اسلام آورد ، مىنشست و همين كار سبب جعل چنين نسبتى گرديد .
( 4 ) . نحل ( 16 ) آيهء 103 .