علمى و حقايق بلند ، نمىتواند محصول فكر يك بشر باشد ، زيرا يك فرد ، هرچه هم نابغه و انديشمند باشد ، نمىتواند در موضوعات فراوان قرآن وارد شود و بحث نمايد و نظرهاى صائب و قاطع بدهد و همه جا هم نظرش درست از آب درآيد .
هنگامى كه قرآن در مباحث عقلى و معارف الهى سخن مىگويد ، بسان فردى است كه به تمام مسائل اين فن احاطه پيدا كرده و همهء مسائل آن را زير و رو كرده و بحث مىنمايد .
هنگامى كه در مسائل حقوق و جزايى سخن مىگويد ، آنچنان واقع بين و موشكاف و قاطع و صريح است كه گويى متخصصى سخن مىگويد كه افكار و قوانين خود را قرنها مورد آزمايش قرار داده و تجربيات خود را به صورت استوارترين قوانين درآورده است .
نظام اخلاقى قرآن ، يكى از ارزندهترين بحثهاى اين كتاب است و آنچنان جامع و شيوا مىباشد كه محال است كه توسن انديشهء دانشمندى به پايهء آن برسد و همچنين است ديگر بحثهاى آن .
از اين جهت ، نمىتوان اين كتاب را محصول مغز انسانى دانست ، آنهم در شبهجزيرهاى كه فاقد هر نوع تمدن و كمال بود ، لذا مىفرمايد :
« وَ ما كانَ هذَا الْقُرْآنُ أَنْ يُفْتَرى مِنْ دُونِ اللَّهِ » .
ثانيا : هرگاه تصور مىكنيد كه اين قرآن ، مصنوع فكر خود محمد صلّى اللّه عليه و آله است ، شما برخيزيد دور هم گرد آييد ، سورهاى بسان سورههاى قرآن بسازيد و در اختيار تودهها بگذاريد و به اين حقيقت در آيات ديگر نيز