« كمتر كسى است كه كارى را تعقيب كند و با صبر و بردبارى مجهز باشد ، مگر اينكه به هدف مىرسد » .
در فرهنگ فارسى نيز ، اين مضمون با توجه به مضمون آيهء پيش ، وارد شده است ، چنانكه مىگويد :
صبر و ظفر هر دو دوستان قديمند * كز اثر صبر ، نوبت ظفر آيد
امير مؤمنان ، دربارهء اهميت صبر و تأثير آن در پيروزى بر مشكلات ، چنين مىفرمايد :
« إذا فارق الصبر الأمور فسدت الأمور « 1 » ؛
هروقت ، استقامت از كارها گرفته شد ، امور زندگى تباه مىگردد » .
اگر در آيههاى مورد بحث ، تمام پاداشها و سرانجام نيك را مرهون صبر و بردبارى افراد نيكوكار ، شمرده است ، به خاطر اين است كه صبر و استقامت ، زيربناى كسب تمام فضايل انسانى و ملكات اخلاقى است و هيچيك از اين صفات و حالات و علايم و نشانههاى چهاردهگانه ، بدون روح مقاومت امكانپذير نيست .
تواضع و فروتنى در زندگى ، بدون كشتن هواى نفس كه ملازم با صبر و بردبارى است ، محقق نمىگردد . مدارا كردن با جاهل يا نيايش در دل شب و همچنين صفات و علايم ديگر ، بيش از همه به صلابت و استقامت ، به روح مقاوم و نشكن ، نياز دارد ؛ از اينرو
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 2 ، باب صبر ، حديث 9 .