اعتنا نمىكند ، زيرا فاقد هر نوع كمالى هستند .
5 . « دعا » به معناى خواندن است و مقصود از لفظ « دعاؤكم » ، همان دعوت و پرستش است و مفاد آيه ، اين است كه تنها يك چيز مىتواند توجه خدا را به سوى شما جلب كند و آن عبادت و پرستش شماست ، زيرا انسان در سايهء پرستش ، كمال معنوى و ارتقاى روحى پيدا مىكند و به همين جهت ، مورد توجه خدا قرار مىگيرد ؛ در اين صورت ، مفاد آيهء 77 چنين مىشود :
« قُلْ »
بگو پيامبر گرامى .
« ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي »
خدايم اعتنايى به شما ندارد ، زيرا هيچ مقام و منزلتى در نزد او نداريد .
« لَوْ لا دُعاؤُكُمْ »
اگر پرستش در كار نباشد .
« فَقَدْ كَذَّبْتُمْ »
( متأسفانه ) شما بهجاى عبادت ، رسول او را تكذيب كرديد و به همين زودى نتيجهء تكذيب ، دامن شما را مىگيرد ، ( فسوف يكون لزاما ) .
تا اينجا با معانى مفردات و نكات آيهها آشنا شديم . اكنون دربارهء دو مطلب بهگونهاى بحث كنيم :
1 . مقصود از صبر در آيه و به يك معنا در قرآن چيست ؛
2 . چرا عبادت مايهء توجه مىگردد و در صورت تكذيب شايستهء توجه نيست .
صبر و بردبارى در راه هدف ، استقامت و شكيبايى در طريق آرمانهاى مقدس ، رمز موفقيت و اساس پيروزى بر مشكلات است .