معتقد مىگردد و از صميم دل ، خواهان پرستش و خضوع در پيشگاه او مىشود ؛ از طرف ديگر ، چون گروهى از مردم از تعاليم پيامبران ، دور هستند ، نمىتوانند معبود واقعى را از خدايان دروغين تشخيص دهند و طبعا در تشخيص معبود دچار اشتباه شده ، مجاز را به جاى حقيقت مىپذيرند .
اهتمام پيامبران ، غالبا متمركز بر زدودن شرك و بتپرستى است و بشر در ادوار گذشته ، بر اثر ضعف قواى عقلى و يا بر اثر گريز از تعاليم پيامبران ، دچار بتپرستى بوده و در زمان آنان در هر منطقهاى بت و بتكدهاى خودنمايى مىكرد ، از اينرو آنان نيز لبه تيز بحثها و مبارزات خود را متوجه بتپرستى كرده و در اين راه مجاهدتهاى بزرگى داشتند .
شرك داراى مراتب است
1 . شرك در ذات در برابر توحيد ذات :
در ميان ملل جهان ، گروههايى دچار « ثنويت » و « تثليث » گرديدهاند و بىپروا براى جهان ، دو مبدأ به نام « يزدان » و « اهريمن » و يا سه اصل و « اقنوم » به نامهاى « خداى پدر » ، « خداى پسر » و « خداى روح القدس » - كه هركدام داراى الوهيتند - قائل شدهاند .
قرآن مجيد براى ابطال اعتقاد به وجود خدايان متعدد ، براهين محكم و استوارى دارد كه به نقل يكى از آن براهين اكتفا مىكنيم ، آنجا كه مىفرمايد :