گاهى در رشد اين غرايز انحرافاتى پيش مىآيد : شاخههاى زايد ، شاخههاى كج و معوج ، آشكار مىشود ؛ غريزهء كار و كوشش به صورت حرص و طمع ، حبّ سعادت و بقا در لفّافهء خودخواهى و جاهطلبى ، نور توحيد و بندگى خدا در لباس بتپرستى جلوه مىكند ؛ در اين هنگام ، پيامبران براى زدن شاخههاى كج و معوج ، برخاسته و انسان را از شرّ آنها نجات مىبخشند .
با توجه به اين نكات ، هرگز نبايد از جامعههاى عقبمانده و از افراد جاهل و نادان مأيوس گرديد ، هرچند آنان به خشونت سخن گويند و به استهزا و مسخرهء ديگران برخيزند ، باز قابل اصلاحند ، زيرا فضايل اخلاقى و سجاياى انسانى در درون آنها ريشه عميقى دارند و باغبانى لازم است كه با اسلوب كشاورزى صحيح ، نهالهاى اخلاق را در وجود آنها پرورش دهد ؛ در كانون وجود آنان ، گنجينههايى از اخلاق و صفات پسنديدهء انسانى نهفته است ، مهندسى لازم است كه اين گنجها را استخراج كند ، زيرا انسانها در مكتب فطرت ، آنچه را كه بايد يك انسان كامل بداند آموختهاند ، ولى توجه به امور مادى ، پردهء نسيان به روى آنها افكنده است ، از اينرو آموزگار دلسوزى لازم دارند كه فراموش شدهها را يادآورى كند و آنچه را كه فراموش كردهاند ، به خاطر او بياورند و به تعبير امير مؤمنان عليه السّلام :
« ليذكّروهم منسيّ نعمته . . . و يثيروا لهم دفائن العقول « 1 » ؛
هامش
( 1 ) . همانجا .