در مضمون آيهء زير ، دقت بيشترى كنيم . در اين آيه ، رزمندگانى از بنى اسرائيل كه مأمور حمله به برج و باروى دشمن بودند ، در سايهء توكل بر خدا يورش مىبرند ، ولى گروه كسل و سست عنصرى كه فاقد نيروى توكل بودند ، دست روى دست مىگذارند و از زير بار مسؤوليت شانه خالى مىكنند ؛ قرآن به سخنان هر دو گروه اشاره مىنمايد :
« قالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذِينَ يَخافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبابَ فَإِذا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غالِبُونَ وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ؛
« 1 »
آن دو نفر از بنى اسرائيل كه مورد نعمت خدا قرار گرفته بودند ، به گروه مبارز گفتند : يورش ببريد و وارد شويد ، وقتى وارد شديد ، شما پيروزيد و اگر فرد با ايمانى هستيد ، بر خدا توكل نماييد » .
اين منطق گروه متوكلانى است كه با استفاده از ابزار مادى و وسايل طبيعى ، خود را با نيروى توكل مجهّز مىسازند و بر دشمن يورش مىبرند ؛ اكنون منطق ديگران را كه فاقد اين نيرو بودند ، ملاحظه كنيم :
« قالُوا يا مُوسى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها أَبَداً ما دامُوا فِيها فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ ؛
« 2 »
گروه ديگر به موسى گفتند : تا جبّاران آنجا هستند ، ما وارد آنجا نمىشويم ، تو و خدايت برويد و با دشمن نبرد كنيد ، ما در اينجا نشستهايم » .
هامش
( 1 ) . مائده ( 5 ) آيهء 23 .
( 2 ) . مائده ( 5 ) آيهء 24 .