از اين گذشته ، انتظار اجر و پاداش از مردم ، با اخلاص و پيراستگى عمل از هر نوع انگيزهء مادى ، سازگار نيست ، زيرا كارى كه براى خداست و به فرمان او انجام مىگيرد ، اگر داراى اجر و پاداش است ، بايد بر عهدهء خود او ( خدا ) باشد ، اگر غير از اين بود و فداكارى پيامبران به منظور منافع مادى انجام مىگرفت ، ديگر ، كار آنان در پيشگاه الهى ارزش و منزلتى نداشت ؛ از اين جهت ، همگى مىگويند :
« إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ ؛ *
مزد و پاداش من بر خداوند جهانيان است » .
* * * از برخى از آيات استفاده مىشود كه پيامبر گرامى در مقابل خدمات ارزندهء خود ، از مردم چيزى را به صورت مزد و پاداش طلبيده است ، ولى بايد توجه داشت كه ظاهر آن ، مزد و پاداش است اما در باطن ، سود آن به خود امت باز مىگردد ، آنجا كه مىفرمايد :
« قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ؛
« 1 »
بگو اجرى را كه از شما خواستهام ، به نفع خود شماست . اجر واقعى من بر خداست ، او بر همه چيز شاهد و گواه است » .
پيام صريح آيه ، اين است كه همان پيامبر گرامى كه مىگويد پاداش من بر عهدهء خداست ، از امت چيزى را خواسته كه ظاهر آن ،
هامش
( 1 ) . سبأ ( 34 ) آيهء 47 .