تعليم و تربيت او گمارده نمىشدند ، قطعا از تكامل فكرى و عقلى و ديگر مظاهر تمدن فرسنگها دور مىماند .
كافى است كه در اينباره به نقاط دورافتادهء جهان كه پاى پيامبران آسمانى به آن نقاط نرسيده است و مردم آنجا از تعاليم آنان بهرهاى نبردهاند ، سرى بزنيم و وضع روحى و تكامل فكرى و اخلاقى آنان را ارزيابى نماييم .
از آنجا كه ارزش كار آنان بالاتر از آن است كه جامعهء انسانى قادر به جبران آن باشد ، منطق تمام پيامبران در تمام دورههاى نبوت ، اين بود :
« وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ ؛ *
[ آنان چنين مىگفتند : ] من از شما اجر و پاداش نمىخواهم ، اجر من بر خداى جهانيان است » .
قرآن مجيد ، اين منطق را از پيامبران والامقامى مانند : نوح ، هود ، صالح ، لوط و شعيب نقل مىكند « 1 » .
همچنين خداوند ، شخصيت بزرگ جهان را با جملهء زير خطاب نموده مىفرمايد :
« وَ ما تَسْئَلُهُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ
« 2 » ؛
هرگز از آنان اجرى نمىخواهى و قرآن جز يادآورى براى جهانيان ، چيزى نيست » .
هامش
( 1 ) . ر ك : شعراء ( 26 ) آيهء 109 ، 127 ، 145 ، 164 و 180 .
( 2 ) . يوسف ( 12 ) آيهء 104 .