تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيماى انسان كامل در قرآن (تفسير سوره فرقان) (فارسى) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
آيا نديدى ( قدرت ) پروردگار خود را كه چگونه سايه را گسترده است ؟ » « 1 » نكتهء ديگر ، حركت آرام‌آرام اين سايه‌هاست كه به تدريج به طرف مغرب متوجه مىگردند ؛ چنانچه سايه حركت نداشت و به يك حالت باقى مىماند ، بشر از منافع گردش سايه و انتقال آن از نقطه‌اى به نقطهء ديگر ، محروم مىگشت . انتقال سايه از نقطه‌اى به نقطهء ديگر ، امكانات بيشترى به زندگى انسانها مىبخشد و محيط زندگى را به صورت چهار فصل درمىآورد و انسان در تمام مواقع مىتواند مطابق احتياجات خود از آفتاب و سايه استفاده كند ، چنان‌كه قرآن مىفرمايد :
« وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً ؛
اگر مىخواست آن را ثابت نگاه مىداشت » . « 2 »
هامش
( 1 ) . در لغت عرب ، به اصل سايه ، « ظل » گفته مىشود و به سايه‌اى كه از نقطه‌اى به نقطهء ديگر منتقل مىشود « فىء » مىگويند و چون در آيه ، « ظل » آمده است ، طبعا مقصود همان سايهء گسترده‌اى است كه پس از طلوع آفتاب در سمت غرب اجسام پديد مىآيد و سايهء سمت مشرق كه معلول توجه آفتاب به جانب مغرب است ، در حقيقت ، « ظل » نيست ، بلكه « فىء » است ؛ از اين جهت ، ما سايهء سمت مغرب صبحگاهان را اساس تفسير آيه قرار داديم . ( 2 ) . مفسر معروف « زمخشرى » مىگويد : مقصود از « حركت سايه » همان گسترش سايه است و مقصود از سكون ، نقطهء مقابل آن است ( كشاف ، ج 2 ، ص 410 ) ولى همان‌طور كه گفته شد ، مقصود از تحرك اين است كه هرچه آفتاب بالا بيايد ، سايه ، دامن خود را جمع مىكند و تا موقع ظهر ، تقريبا سايه ناچيز و معدوم مىگردد و مقصود از سكون ، اين است كه سايه در يك حالت باقى بماند و چون انتقال سايه به نفع و سود ماست ، از اين جهت خداوند سايهء اجسام را سيار و گردان ( و تابع گردش خورشيد ) آفريده است .